ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣٩ - بحث چهارم - امام(ع) انواع ديگرى از فرشتگان را نام برده است و به تفاوت مرتبهشان
خسته نمىشوند» اشاره به كمال فرشتگان در مرتبههاى معيّنى است كه هر يك نسبت به مرتبههاى پايينتر كاملترند و ضمناً تأكيدى است بر اين كه بر اين عبادات نقصانى عارض نمىشود، زيرا ركوع هر چند عبادت است و نسبت به سجود نقصان است و سر برداشتن از ركوع براى ركوع كننده نقصان ركوع محسوب مىشود و به همين ترتيب بهم زدن صفّ نقصانى است در آن و خستگى در تسبيح نقصان و اعراض از مقصود است. بعلاوه خستگى و ملال عبارت از دورى نفس از چيزى به سبب خستگى بعضى از قواى طبيعى است و اين در حق فرشتگان آسمانى كه قواى طبيعى ندارند قابل تصوّر نيست.
امّا فرموده امام (ع): «آنها را خواب فرا نمىگيرد» صدق آن بخوبى روشن است، بدين توضيح كه خواب رفتن آنها لازمهاش صحيح بودن خواب براى آنهاست. وقتى خواب براى آنها صادق نيست عارض شدن خواب بر آنها نيز باطل است. دليل صادق نبودن عروض خواب بر آنها اين است كه خواب عبارت است از تعطيل شدن حواس ظاهرى از كارهايى كه انجام مىيابد، به اين دليل كه روح كشش براى انجام كار ندارد. و پس از بر طرف شدن خستگى و ضعف، روح كشش انجام كار را پيدا مىكند. چون فرشتگان آسمانى از اين اسباب و ابزار منزّه و پاكاند خواب در حق آنها صحيح نبوده و آنها را فرا نمىگيرد.
امام (ع) سهو عقول و غفلت و نسيان را از فرشتگان به دور دانسته است.
در توضيح بايد گفت كه غفلت عبارت است از عدم دريافت و تعقّل چيزى در حال و اين معنى از سهو و نسيان عمومىتر و به منزله جنس است براى آن دو.
توضيح اين كه سهو بىخبر شدن از چيزى است به وسيله گرفتارى نفس و توجّه آن به امور مهم ديگر، با وجودى كه صورت يا معناى آن شيء در قوّه خيال يا ذاكره انسان وجود دارد.
امّا فراموشى، غفلت از چيزى همراه با محو شدن صورت يا معناى آن از