ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٢ - فرموده است وتد بالصخور ميدان ارضه
١- بحث اوّل، در اين است كه اگر گويندهاى بگويد چيزى را به چيزى ميخكوب كردم، معنايش اين است كه شيء اوّل را وسيله ثبات براى دوّم قرار دادم، هر چند شيء استحكام يافته در اينجا زمين است ولى در عبارت حضرت، ميدان ارض، به عنوان شيء ثبات يافته به كار رفته است و ميدان خاصيتى از خاصيتهاى زمين است و تصوّر نمىرود كه كوهها وسيله استحكام آن باشد، مگر اين كه بگوييم ميدان زمينه قرار گرفتن كوهها را بر زمين فراهم كرده است. اين نوع اداى سخن در استوارى بخشيدن به زمين اهميّت بيشترى پيدا مىكند و به اين دليل ميدان را بر زمين مقدّم داشته و به عنوان اضافه صفت به موصوف كلام را ذكر كرده است. و تقدير كلام چنين است كه به وسيله كوهها زمين را كه سفره پر نعمت است استوارى و قرار بخشيده است.
٢- ارتباط دادن وجود كوهها را به ميدان ارض در اين عبارت در قرآن كريم مشابه فراوان دارد، مانند سخن حق تعالى: وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ^، وَ الْجِبالَ أَوْتاداً، بيان علّت اين امر (استوارى زمين به وسيله كوهها) احتياج به بحثى دارد. اين مطلب به پنج صورت توضيح داده شده است.
١- مفسران در معناى اين آيات گفتهاند: هر گاه كشتى بر روى آب قرار گيرد از سويى به سويى متمايل شده به حركت درمىآيد و اگر جرم سنگينى در آن قرار گيرد بر روى آب استقرار يافته و آرام مىشود. در باره زمين گفتهاند هنگامى كه خداوند تعالى زمين را بر روى آب آفريد [١] زمين به اضطراب افتاد و منحرف شد سپس خداوند كوهها را بر روى زمين قرار داد و زمين به وسيله سنگينى كوهها بر روى آب قرار گرفت. امام فخر رازى گفته است: اشكالى كه بر اين سخن وارد است اين است كه بىشك زمين از آب سنگينتر است و شيء سنگينتر از آب در آب فرو
[١] شايد منظور از آب گازهاى متراكم باشد.