ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٨ - خطبه سيد رضى
واقعى و باطنى در آغاز سلوك، تحقق نمىيابد و علّت آن اين است كه لذّات جسمانى بالفعل هستند، در حالى كه نهايت فايده عقلى كه زاهد حقيقى از زهد مىطلبد در ابتداى سلوك برايش قابل تصوّر نيست. اما زهد ظاهرى براى كسى كه قصد زهد را دارد ممكن و ميسّر است با اندك رفتارى كه عبارت از ريا و سمعه باشد آشكار مىشود. به همين دليل پيامبر اكرم (ص) فرموده است: «ريا خود نمايى و ريا در عمل پل اخلاص است [١]».
چون در گذشته توضيح داديم كه على (ع) پس از رسول خدا سيّد العارفين است، ناچار زهد آن حضرت زهد حقيقى است. بزودى ضمن توضيح سخنان آن حضرت نهايت درجه زهد آن حضرت را خواهى دانست. ولى با توجه به جنبههاى زهد آن بزرگوار چگونه مشهور به شجاعت بوده است؟ رازش اين است كه لازم است نفس عارف داراى ملكات اخلاقى باشد و چنان كه مىدانى شجاعت اصلى در ملكات اخلاقى است.
دليل ديگر اين كه آنچه انسان را از وارد شدن در خطرات و مشكلات باز مىدارد همانا ترس از مرگ و دوست داشتن زندگى است و عارف از مرگ پرهيزى ندارد زيرا محبّت خداى تعالى عارف را از سرگرم شدن و توجّه به هر چيزى باز مىدارد، بلكه چه بسا مرگ براى او نهايت آرزوست، چون مرگ وسيلهاى براى ديدار بزرگترين محبوب است و نيز مرگ آخرين مطلوب او مىباشد. ما توضيح بيشتر اين موضوع را در كتاب مصباح العرفان در قسمت اخلاق عارفان آوردهايم.
در باره ابدال نقل شده است كه آنها هفتاد نفرند، چهل نفر در شام و سى نفر در ديگر شهرها مىباشند. در حديثى از على (ع) روايت شده است كه ابدال
[١] الرياء قنطرة الاخلاص.