ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٧ - خطبه سيد رضى
و در هم فرو مىروند، به آب انباشته فراوان شباهت پيدا مىكند. بنا بر اين نسبت انغماس به جنگ صحيح است همچنان كه نسبت انغماس به آب صحيح است.
و به اين دليل است كه گفته مىشود در جنگ شناور شد و در آن فرو رفت.
در جمله يقطر مهجا كه به دنبال جمله قبلى سيّد رضى آمده است چنانچه كلمه مهجه را به خون تفسير كنيم، نسبت يقطر به مهجه نسبت حقيقى است. و اگر به روح تفسير كنيم به دليل تشبيه كردن روح به مايعاتى كه از بدن انسان مىچكد، مانند خون و امثال آن مجاز خواهد بود.
نهم- در دنباله سخن سيّد رضى در توصيف آن حضرت آمده: و هو مع ذلك زاهد الزّهاد و بدل الابدال. واو، در آغاز جمله براى بيان حال است و ثبوت اين دو صفت براى آن حضرت روشن است. زيرا صوفيّه و اهل تجريد خود را به آن جضرت منتسب مىدانند و ما در مقدّمه كتاب گفتيم كه آن بزرگوار پس از سيّد الانبيا (ص) سيّد العارفين است. و توضيح داديم كه نفس قدسى آن بزرگوار جاذبه نيرومندى راجع به همه امور داشته است و بدين سبب اشتغال به امور دنيا و انجام كارهاى جنگ و نظام بخشيدن جامعه بر اساس مصلحت مانع از پرداختن آن به عبادت كامل و توجّه دادن نفس قدسى به دريافت انوار الهى، و خالص شدن براى حق و كنارهگيرى از دنيا و زيباييهاى آن نبوده است. اينها كه شمرديم از فضايل نفوس انبيا و كمالات نفوس اولياست.
زهد كه اعراض از غير خداست گاهى در ظاهر است و گاهى در باطن، ولى زهدى كه سودمندى است زهد باطنى است. پيامبر خدا (ص) فرموده است.
«خداوند به ظاهر و اعمالتان نگاه نمىكند بلكه به نيّت و باطنتان مىنگرد. [١]»
هر چند كه زهد باطنى در مرحله نخست از زهد ظاهرى ناگزير است، زيرا زهد
[١] انّ اللّه لا ينظر الى صوركم و لا الى اعمالكم بل ينظر الى قلوبكم و نيّاتكم.