منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٦٨ - و من كتاب له
اين شخص فريب آرزو خورده اين خانه را از آنكه مرگش فرا رسيد و كوچ داده شد ببهاى از عزت قناعت بدر رفتن و در ذلّت سؤال بدر آمدن، خريده است.
پس اگر عوارضى در اين معامله از پى پديد آيد بر عهده خراب كننده خانه كالبد شاهان- و رباينده جان ستمكاران، و نابود كننده سلطنت فرعونان، همچون شاهان پارس و ملوك روم و سلاطين و واليان يمن، و آنانكه مال را بر مال انباشتند و بنا كردند و بر أفراشتند، و زينتش دادند و بياراستند، و گنج نهفتند و آب و خاك گرد آوردند، و بدلسوزى فرزندان و بخيال يارى آنان مال اندوختهاند- ميباشد كه فروشنده و خريدار و آنكه درك باو تعلّق گرفته همه را در پيشگاه عدل إلهى كه خلايق را براي پرسش سان دهند و بپاداش و كيفر رسانند، حاضر كند تا آن گاه كه فرمان خداوند قهّار بفصل ميان حقّ و باطل فرود آيد مهمّ دعواى ايشان فيصل يابد، در آنجا تباه پيشهگان باطل كيش زيانكار شوند.
خرد آزاد از بردگى هوى، و سالم از أمراض علائق دنيا بر اين قباله شاهد عادل و حجّت بالغ است.
و من كتاب له ٧ الى بعض امراء جيشه و هو الكتاب الرابع من باب المختار من كتبه ٧ و رسائله:
فإن عادوا إلى ظلّ الطّاعة فذاك الّذي نحبّ، و إن توافت الامور بالقوم إلى الشّقاق و العصيان فانهد بمن أطاعك إلى من عصاك، و استغن بمن انقاد معك عمّن تقاعس عنك، فإنّ المتكاره مغيبه خير من مشهده (شهوده- خ ل) و قعوده أغنى من نهوضه.