ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧ - ج - از نظر اينكه اگر پس از وفات پيغمبر
در نظر گرفته كه چون بمدينه برگرديم عزيزتران دسته زبونتر را از مدينه بيرون كنند عرضكرد يا رسول اللَّه عزيز همه شمائيد اگر بخواهى او را بيرون ميكنى، بخدا او زبون و خوارتر است و شما عزيز و محترميد يا رسول اللَّه با او مدارا كن بحق سوگند در موقعى خداوند ترا نزد ما آورد كه قومش براى او تاج مىساختند كه او را پادشاه كنند اكنون نگران است كه شما پادشاهى را از وى گرفتهايد ... در نتيجه چون خبر بعبد اللَّه پسر عبد اللَّه بن ابى رسيد كه چنين سخن جسارت آميزى در باره مهاجرين گفته و پيغمبر ٦ را رنجانيده فورا خدمت پيغمبر ٦ شرفياب شد و عرض كرد يا رسول اللَّه بمن خبر رسيده كه ميخواهى پدرم عبد اللَّه را براى اين جسارتى كه كرده بكشى اگر در اين موضوع تصميم دارى بفرما تا من خودم سرش را از تن برگيرم و خدمت بياورم با اينكه همه خزرج ميدانند هيچ پسرى بيشتر از من نسبت بپدر نيكوكار و اخلاصمند نيست ولى ميترسم مبادا ديگرى را بكشتن او فرمان دهى و من تاب نياورم كشنده پدر را زنده ببينم و او را بكشم و در اين صورت مؤمنى را كشته باشم بخون كافرى و بدوزخ روم پيغمبر ٦ او را دلدارى داد و فرمود خاطر جمع دار كه تا پدرت با ما است با او بر سر لطف و مدارا هستيم و خوشرفتارى خواهيم كرد، و در پارهاى روايات آمده است كه هنگام ورود در مدينه همين عبد اللَّه فرزندش او را در بيرون مدينه بازداشت كرد و گفت تا رسول خدا اجازه ندهد نمىگذارم وارد مدينه شوى تا بدانى عزيز كيست و خوار كيست، اين نمونههائى است از اخلاص جوانان صدر اسلام در اثر اينكه با دل ساده تعليمات آن را دريافتند و هيچ غبار شبهه و ترديدى در پيرامون عقيده و ايمان آنها نبود.
٣- از نظر محو آثار شرك و بتپرستى و آداب جاهليت و ريشه كن كردن آثار گذشته و بر قرار كردن آثار اسلام تا بدين واسطه مردم عادت جاهليت را فراموش كنند و با وضع آداب اسلامى خو بگيرند و نسبت باسلام اخلاصمند شوند و ايمان ظاهرى آنها تبديل بايمان حقيقى شود بهمين سبب تمام بتها را شكست و سوخت و ساختن آن را قدغن كرد، همه معبدها كه براساس بتپرستى ساخته بودند ويران كرد و مجسمهها و آثار ساختمان قبرها را محو كرد.
در صورتى كه على ٧ بلافاصله پس از پيغمبر ٦ زمام جامعه اسلامى را بدست ميگرفت بدون ترديد نقشههاى پيغمبر ٦ را تعقيب ميكرد و در نتيجه يك دسته مسلمانان حقيقى بيريب و ريا بوجود مىآمدند و حقيقت اسلام در جهان منتشر ميشد و جامعه بشر سراسر تربيت ميشدند و تاريخ عالم يكسره عوض ميشد، اما چون ابو بكر زمام امور را بدست گرفت فقط دنبال وحدت عرب و ظواهر تشكيلات اسلامى قشونى شايسته و آماده تشكيل كرد و بجان جهان انداخت اين