ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٧ - ٨ - خصالى كه آداب و شرايع دين اسلامند
دو متعه بطور وجوب حلالند چنانچه خداى عز و جل در كتاب خويش فرو فرستاده و رسول خدا آنها را قانون گزارده- متعه حج و متعه زنان، و فرائض ارث هم چنانست كه خداى تبارك و تعالى مقرر داشته، عقيقه فرزند از پسر و دختر روز هفتم است روز هفتم نام فرزند را بر ميدارند و سرش را ميتراشند و برابر مويش طلا يا نقره صدقه ميدهند، خداى عز و جل بهيچ كس بيش از توانائى او تكليف نميكند و بيش از طاقت بر او تحميل نميفرمايد، كارهاى اختيارى بندگان را خدا اندازه گرفته ولى او ايجاد نكرده، خدا آفريننده هر چيزى است عقيده بجبر و تفويض نداشته باشد خدا بيگناه را براى گناهكار مورد باز پرس قرار نميدهد، كودكان را بگناه پدران عذاب نميكند زيرا خودش در قرآن ميفرمايد كسى بار ديگرى را بدوش نميكشد و ميفرمايد نيست براى انسان مگر آنچه كوشش كند، و در آينده نتيجه كوشش خود را دريابد.
بر خدا رواست كه ببخشد و تفضل نمايد براى خدا روا نيست كه ستم كند خدا اطاعت كسى كه ميداند بندگانش را گمراه ميكند و از راه بدر ميبرد بآنها واجب نميكند و كسى كه ميداند كافر مىشود و بندگى شيطان را بر بندگى او مىگزيند برسالت نميفرستد، حجت بر خلق خود نميكند مگر معصوم را، اسلام غير از ايمان است هر مؤمنى مسلمان است ولى هر مسلمانى مؤمن نيست، دزد در حال دزدى مؤمن نيست، زنا كار در حال زنا مؤمن نيست، كسانى كه حد خوردهاند مسلمانند نه مؤمن و نه كافر، خداى تبارك و تعالى مؤمن را كه وعده بهشت داده بدوزخ نبرد و كافرى را كه وعيد خلود در دوزخ داده از دوزخ بيرون نياورد ولى گناهان جز كفر را براى هر كس خواهد مىآمرزد، كسانى كه واجب الحد شدهاند فاسقند نه مؤمنند و نه كافر و مخلد در دوزخ نيستند روزى شود كه از آن درآيند، شفاعت هم شامل آنها مىشود و هم شامل مردمان ضعيف العقيده هر گاه خداوند ديانت آنها را بپسندد، قرآن كلام خدا است نه خالق است و نه مخلوق كشورهاى اسلامى امروز دار التقيه محسوبند و دار الاسلام نه دار الكفرند و نه دار الايمان امر بمعروف و نهى از منكر براى كسانى كه بدان قدرت