ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١٦ - ٩ - امير المؤمنين(ع) در يك مجلس باصحاب خود چهار صد در از دانش آموخت كه هر كدام براى دين و دنياى مسلمان صلاحيت دارند
خدا مفاسد آنها را اصلاح ميكند و نيكىها را بآنها بر ميگرداند.
٢٠٥- چون كار بر مسلمان سخت شد بپروردگار خود شكايت كند كه كليد امور و تدبير هر چيز بدست او است.
٢٠٦- در هر مردى يكى از سه خصلت هست: تكبر، بد فالى، آرزوى بيجا- هر گاه يكى از شما گرفتار تكبر شد با بنده و خدمتكارش هم غذا شود و گوسفند بدوشد و چون فال بد زد بدان اعتماد نكند و نام خدا را ببرد و كار را بگذراند و چون آرزوى بيجائى كرد از خدا درخواست كند و خود را بدست نفس اماره ندهد كه او را بگناه كشاند، ٢٠٧- با مردم بآنچه ميشناسند و قبول دارند آميزش كنيد آنچه را باور ندارند وانهيد آنها را بروى خود و ما وانداريد امر ما دشوار و سخت است متحمل آن نشود مگر فرشته مقرب يا پيغمبر مرسل يا بنده مؤمنى كه دلش را خدا بايمان آزمايش كرده.
٢٠٨- چون شيطان يكى از شما را وسوسه كرد بخدا پناه برد و بگويد بخدا و رسولش از روى اخلاص ايمان دارم.
٢٠٩- چون خدا بمؤمنى جامه نوى داد وضوء سازد و دو ركعت نماز بگذارد كه در آنها سوره حمد و آية الكرسى و قل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و انا انزلناه بخواند و خدا را حمد كند كه عورتش را پوشانيد و او را ميان مردم زينت داد و بسيار بگويد لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم كه خدا را در آن گناه نكند و بهر نخى از آن ملكى باشد كه براى او خدا را تقديس كند و طلب آمرزش نمايد و بر او رحمت كند ٢١٠- بهم بد بين نباشيد كه خدا از آن نهى كرد.
٢١١- من با رسول خدايم و خاندان و دو سبطم در سر حوض با منند هر كس ما را ميخواهد