ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤١٢ - ٩ - امير المؤمنين(ع) در يك مجلس باصحاب خود چهار صد در از دانش آموخت كه هر كدام براى دين و دنياى مسلمان صلاحيت دارند
١٥٢- فقر مرگ بزرگ است ١٥٣- كمى عيالات يك ثروتيست ١٥٤- اندوه يك نحو پيريست ١٥٥- كسى كه ميانه روى و قناعت كند دست تنگ نشود.
١٥٦- كسى كه مشورت كند هلاك نگردد ١٥٧- احسان در باره مرد شرافتمند يا ديندار شايسته است.
١٥٨- هر چيز ميوهاى دارد ميوه احسان شتاب در آنست.
١٥٩- كسى كه يقين دارد خدا عوض ميدهد بخشش ميكند ١٦٠- كسى كه در مصيبت دست بزانو زند مزدش باطل گردد، ١٦١- بهترين كردار مرد انتظار گشايش از طرف خداست.
١٦٢- كسى كه پدر و مادر خود را غمناك نمايد عاق آنها شده.
١٦٣- روزى را بصدقه دادن بدست آريد ١٦٤- با سپر دعا موج بلا را از خود بگردانيد قسم بآن كه دانه را بشكافد و آدم را بيافريند بلاء بر مؤمن شتابندهتر است از فرو شدن سيل از بالاى تپه و از دويدن استر، ١٦٦- از خدا عافيت از سختى بلا را بخواهيد زيرا بلاى سخت دين را ميبرد.
١٦٧- كسى كه از ديگرى پند گرفت و پذيرفت خوشبخت است.
١٦٨- خود را به اخلاق نيك پرورش دهيد زيرا بنده مسلمان بوسيله خوشخلقى بدرجه كسى ميرسد كه شب زندهدار و روزه عمرانه ميگذراند.
١٦٩- كسى كه شراب نوشد و بداند كه حرام است خدا بوى از گل خبال (چرك و خون دوزخيان) بنوشاند اگر چه آمرزيده شود.