ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨ - چرا ابو طالب رسما جزء حزب اسلام نشد؟
هر قبيله يك رئيس خاندانى داشت اين رئيس بطور وراثت و البته با ملاحظه لياقت و شايستگى از هسته مركزى و خانواده بزرگ هر قبيله انتخاب ميشد اين رئيس خانوادگى كه او را شيخ قبيله ميناميدند همه گونه حق اطاعت و فرماندهى و اختيارات تامه نسبت بافراد قبيله داشت و در برابر مسئول همه افراد هم بود بايد دفاع از هر فردى بكند و در موقع گرفتارى باو كمك دهد و حقوق مالى و عرضى و خون او را حفظ كند.
در مجموع قبائل قريش يك پيوست سياسى و اجتماعى بود شبيه به پيوست اجتماعى جمهوريات متحده امريكا و در مصالح مشترك خود با هم همكارى ميكردند و در امورات مهم راجع بنفع و ضرر قريش تشكيل جلسه ميدادند و موضوع را مورد شور و اخذ رأى قرار ميدادند ابو طالب از نظر قبيله بنى هاشم حق رياست داشت و در نظر عموم هم صاحب احترام و نفوذ كلمه بود و از نظر مجمع عمومى قريش كه دار الندوه نام داشت كرسى مهمى داشت بلكه از نظر موقعيت خود رئيس انجمن دار الندوه محسوب ميشد چون اين موضوع روشن شد بايد دانست كه قريش قبل از ظهور اسلام داراى عرف و عادات مخصوصى بود كه عبارت از وضع آشفته و درهم و پر از بدعت ملت ابراهيم باشد و مجموع اين عادات و آداب كه حق و باطلش بهم آميخته بود بعنوان دين و شعائر ملى قريش محسوب ميشد پس از ظهور اسلام و دعوت پيغمبر هر كس رسما جزء دسته مسلمانان ميگرديد و خود را معرفى ميكرد در نظر عموم از دين قريش برگشته و مرتد محسوب ميشد و چون دين و عرف و سياست بهم مخلوط بود بر خلاف مليت قريش هم قيام كرده بود و چون بعنوان مخالف دين و مليت معرفى ميشد از كليه حقوق اجتماعى محروم ميگرديد چنانچه امروزه هم شرط مهم رياستهاى ملى از قبيل وكالت و وزارت و سلطنت در هر ملتى اينست كه بايد شخص پادشاه يا وزير يا وكيل هم دين و يا در حد اقل داراى مليت مرءوسين خود باشد.
بنا بر اين چنانچه ابو طالب رسما جزء حزب اسلام معرفى ميشد در اين صورت از رياست خاندان قريش مىافتاد و از حق شركت در دار الندوه محروم ميگرديد و ديگر نميتوانست حفظ و حمايت خود را از پيغمبر ٦ و مسلمانان ادامه دهد زيرا در صورتى كه از رياست خاندان بنى هاشم ساقط ميشد يا بنى هاشم بدون رياست مركزى ميماندند و دسته بندى آنها منحل ميگرديد و پيغمبر بىپناه ميشد و يا اينكه سران قريش ابو لهب را برياست آنها انتخاب ميكردند و خاندان بنى هاشم همچون سائر قبائل بر ضد پيغمبر و اسلام قيام ميكردند و اگر ابو طالب از حق شركت در دار الندوه محروم ميگرديد قريش يك شوراى عمومى بر ضد اسلام بر پا ميكردند و رأى عمومى