ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦١ - ٢٢ - امير المؤمنين(ع) هفتاد منقبت دارد كه هيچ كدام از امت با وى در آن شريك نيستند
نخست پرچمى كه بر سر حوض كوثر در آيد پرچم فرعون اين امتست كه معاويه است دوم سامرى اين امت است كه عمرو عاص است سوم جاثليق اين امت است كه ابو موسى اشعرى است چهارم با ابو الاعور سلمى است ولى پرچم پنجمين با تو است اى على در زير آن مؤمنانند و تو پيشواى آنانى سپس خداى تبارك و تعالى بآن چهار پرچم فرمايد بدنبال خود برگرديد و روشنى جوئيد و ديوارى جلو آنان كشيده شود كه درى داشته باشد در درون آن رحمت است كه آن شيعيان و مواليان منند كسانى كه با من بهمراهى خارجيان و پيمانشكنان و گريزانان از صراط و در رحمت نبرد كردند كه آنان شيعيان منند آنان دور از رحمت فرياد كنند مگر با شما نبوديم؟ اينان گويند چرا ولى خود را فريب داديد و باز مانديد و شك كرديد و آرزوهاى دنيا شما را گول زد تا فرمان خدا (مرگ) آمد و شيطان شما را فريفت، امروز از شما عوضى پذيرفته نيست و نه از كفار جاى شما آتش است همان آتش پناه شما است و بد سرانجامى است، سپس امتم و شيعيانم در آيند و از حوض محمد ٦ سيراب شوند در دست من عصائى است از چوب عوسج و دشمنان خدا را برانم چنانچه شتران ناشناس را از سر آب چاه ميرانند.
٣١- براستى من از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود اگر نبود كه غلات امتم در باره تو همان ميگفتند كه نصارى در باره عيسى پسر مريم گفتند فضيلتى براى تو ميگفتم كه بهيچ كس مگذرى جز آنكه خاك زير پايت را براى شفا بردارند.
٣٢- براستى من از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود خداى تبارك و تعالى مرا با ترس دشمنان يارى كرد و از درگاهش درخواست كردم كه ترا هم بمانند آن يارى دهد، براى تو هم مانند آن را