ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦ - چرا ابو طالب رسما جزء حزب اسلام نشد؟
چرا ابو طالب رسما جزء حزب اسلام نشد؟
در تاريخ اسلام مسلم است كه ابو طالب با همه اخلاصى كه بدين اسلام داشت و با همه عشقى كه بپيغمبر و جامعه اسلامى داشت رسما جزء جمعيت اسلام وارد نبود و در مجمع نماز و مجالس تبليغى اسلام شركت نميكرد و در محيط قريش بحسب ظاهر تبديل وضعيت نداد و در نظر عموم روش پيش از اسلام خود را حفظ كرد و بعبارت ديگر ايمان خود را مخفى داشت البته منظور از اينكه ايمانش را مخفى داشت اين نيست كه قريش نفهميدند او پيغمبر را راستگو و حق ميداند و بهمين منظور از او طرفدارى ميكند بلكه منظور اينست كه چون حزب اسلام در مكه متشكل شد ورود در آن تشريفاتى داشت هر كه خود را وابسته حزب اسلامى معرفى ميكرد بايد مقرراتى را مراعات كند مانند همه احزاب جهان كه براى پيروان خود مقررات و نشانههائى در نظر ميگيرند حضرت ابو طالب روى مقررات بحزب اسلامى نپيوست و روى مقررات اسلاميت خود را اعلان نكرد و در مجامع اسلامى بطور رسمى شركت نمىكرد و اين خود دست آويز محكم كسانى است كه او را خارج از اسلام ميدانند، ما در اينجا دو مطلب را توضيح ميدهيم:
اول آنكه اظهار عمومى شرط اسلاميت نيست خصوص هر گاه كتمان اسلام مصلحتى يا ضرورتى داشته باشد در بدو بعثت پيغمبر ٦ تا چند سال بيشتر مسلمانان سرى بودند و كسى از اسلام آنها مطلع نبود و همان اندازه از آداب اسلام را مراعات ميكردند كه مناسب حال و مقدور آنها بود پس از آنكه جمعى هم باسلام گرويدند و حزب اسلام كم كم آشكار شد باز هم مسلمانان سرى و ناشناس در ميان بودند كه بواسطه ضعف وضعيت خود و يا بواسطه حفظ مصلحت حزبى ايمان خود را آشكار نميكردند و با مشركان دمخور و همخور بودند و از آن راه خدمات بزرگى بدسته مسلمانان ميكردند از آن جمله سيره ابن هشام در موضوع اسلام آوردن عمر ميگويد ابن اسحق گفته است سبب اسلام عمر اين بود كه خواهرش فاطمه همسر سعيد بن زيد بن عمرو با شوهر خود سعيد مسلمان شده بودند ولى اسلام خود را از عمر مخفى ميداشتند نعيم بن عبد اللَّه هم كه از بنى عدى و هم قبيله عمر بود مسلمان سرى بود و از ترس قبيله خود اسلام خود را مخفى ميكرد، خباب بن ارت كه از مبلغين اسلام بود نهانى نزد فاطمه خواهر عمر ميرفت و قرآن باو مىآموخت، عمر يك روز شمشير بست و بقصد كشتن پيغمبر و جمعى از يارانش كه انجمنى سرى در خانهاى نزد كوه صفا تشكيل داده بودند و از آن خبر يافته بود بيرون آمد، در اين انجمن چهل تن زن و مرد مسلمان شركت كرده بودند خود پيغمبر ٦ و على ٧ هم در آن حاضر