ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣٨ - ١٨ - احتجاج امير مؤمنان باين گونه خصلتها بر مردم در روز شوراى خلافت
بتوسط ابى بكر باهل مكه فرستاد خداى عز و جل جبرئيل را فرستاده باشد كه اى محمد ٦ اين سوره را نبايد تبليغ كند مگر شخص خودت يا يكى از كسانت رسول خدا ٦ مرا فرستاد تا آن را از ابو بكر گرفتم و بمكه بردم و تبليغ كردم خدا بزبان پيغمبرش مرا از او دانسته؟ بخدا نه.
شما را بخدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا در باره او گفته باشد تو پيشوا و روشنى كسانى هستى كه مرا اطاعت كنند و روشنى دوستان منى و كلمهاى هستى كه پرهيزكاران با آن ملازمند؟ بخدا نه.
شما را بخدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا در باره او فرموده باشد هر كس خوش دارد بزندگانى من زنده باشد و چون من بميرد و در بهشت من كه خداوند بمن وعده داده همان بهشتى كه نهال آن را خداوند بدست خود كشته و بخواست خود آفريده، بايد على بن ابى طالب ٧ و پيشوايان از نژاد وى را پس از وى دوست دارد همانا آنان امامانند و آنان جانشينان منند خداوند دانش و فهم مرا بايشان داده شما را از در گمراهى در نياورند و از در هدايت بدر نبرند بآنها وظيفه نياموزيد كه آنها از شما داناترند هر كجا بروند حق با آنها است؟ بخدا نه.
شما را بخدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا ٦ در بارهاش فرموده باشد حكم شده و امضاء گرديده كه دوست ندارد تو را مگر مؤمن و دشمن ندارد تو را مگر منافق؟ به خدا نه.
شما را بخدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا ٦ در بارهاش چنان فرموده باشد