ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣٩ - ١٨ - احتجاج امير مؤمنان باين گونه خصلتها بر مردم در روز شوراى خلافت
كه بمن فرموده دوستان تو روز قيامت از گورهاى خود بيرون آيند و بر ناقههاى سفيدى سوار شوند بند نعلين آنها نوريست تابان راه براى آنان صاف شده و گرفتارىهاى آنها حل شده در امانند و غمى ندارند تا آنكه در سايه عرش خداوند رحمان در آيند و خوانى نزد آنها گسترده شود و از آن بخورند تا حساب قيامت سر آيد مردم ميترسند و آنها ترسى ندارند مردم اندوهناكند و آنها غمى ندارند؟ بخدا نه.
شما را بخدا در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا ٦ در بارهاش فرموده باشد (چون ابو بكر فاطمه دختر رسول خدا را خواستگارى كرد و باو نداد عمر آمد خواستگارى كرد و باو نداد) من خواستگارى كردم او را بمن تزويج كرد آن دو تن باو گفتند فاطمه را به هيچ يك ما تزويج نكردى و بعلى تزويج كردى رسول خدا ٦ فرمود من از پيش خود شما را منع نكردم و از پيش خود فاطمه را بعلى تزويج نكردم بلكه خدا شما را منع كرد و فاطمه را باو تزويج كرد؟ بخدا نه.
شما را بخدا شما خودتان از رسول خدا ٦ شنيديد كه ميفرمود هر پيوند و نژادى در روز قيامت منقطع شود مگر پيوست با من و نژاد من، كدام پيوست از پيوست من بهتر است و كدام نژاد از نژاد من بهتر است پدر من و پدر رسول خدا ٦ برادرند حسن و حسين ٧ دو فرزند رسول خدا ٦ و دو آقاى جوانان اهل بهشت پسران منند، فاطمه ٧ دختر رسول خدا ٦ همسر من خانم زنان بهشت است، بخدا چرا.
شما را بخدا در ميان شما كسى جز من است كه رسول خدا ٦ در بارهاش فرموده باشد