احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٤
رسالت هود علیه السلام در میان قوم عاد[١]
از قرآن میتوان استفاده کرد که محل سکونت قوم عاد در اَحْقاف بوده است.[٢] و حضرت هود علیه السلام در چهل سالگی بر قومی بنام عاد مبعوث شد.
خداوند قوم عاد را بعد از نوح علیه السلام در زمین استقرار داد، آن ها افرادی تنومند، بلندقامت و نیرومند بودند، بطوری که با دست خویش، سنگ کوه ها را میشکافتند و به عنوان جنگاوران برگزیده به حساب میآمدند.
شهرهای آباد، زمین های خرّم و سرسبز و باغ های پرطراوت داشتند، طغیان، بیبند و باری، عیش و نوش و شهوتپرستی و بتپرستی، جهل و گمراهی، لجاجت و سرکشی، در سراپای وجودشان دیده میشد و هرگز حاضر نبودند که از روش خود دست بکشند و در برابر حق تسلیم گردند.[٣]
حضرت هود علیه السلام قوم خود را به پرستش خدای یگانه و ترک بتپرستی دعوت کرد، زیرا آن را تنها راه رهایی از عذاب قیامت میدانست.[٤]
ولی این دعوت در قوم عاد مؤثر واقع نشد. آنان هود علیه السلام را تحقیر کرده و او را بیمقدار شمردند و نسبت نادانی و سبک مغزی و دروغ به وی دادند، ولی هود علیه السلام با تأکید بر این که فرستادۀ خدای جهانیان است و جز خیرخواهی آنان منظوري ندارد، این نسبتهاي ناروا را از خود نفی کرد.[٥]
[١] . قومی بودند که هفتصد سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین احقاف زندگی میکردند و جدّشان «عاد بن عوص» بود، به همین دلیل به آن ها قوم عاد میگفتند و حضرت هود علیه السلام نیز از همین قوم بود و «عاد بن عوص» جدّ سوم او به شمار میآمد. (قصّههای قرآن ، ص ٥٨).
[٢] . سوره احقاف/ ٢١. احقاف جمع حقف به معنای شن و ماسه است، که بین یمن و عمان تا حضرموت و شِحر «که منطقهای است در ساحل اقیانوس هند از سمت یمن» بوده است.
[٣] . اقتباس از سورههای اعراف/ ٦٩ ؛ هود/ ٥٩ ؛ فجر/٨ ؛ شعراء/ ١٢٨-١٣٥.
[٤] . اقتباس از سورههای اعراف/٦٥ ؛ احقاف/٢١ ؛ هود/٥٠.
[٥] . اعراف/ ٦٦-٦٨.