احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٧٥
ابراهیم علیه السلام است.
در سرزمین حرّان (که در تورات با تلفظ حاران آمده)، واقع در شمال عراق به دنیا آمد[١]، او مجموعاً یازده برادر داشت و از میان آنها فقط بنیامین برادر پدر و مادری او بود. یوسف علیه السلام از همه برادران جز بنیامین کوچک تر بود.[٢]
یوسف علیه السلام مدت (١٢٠ سال طبق روایات اسلامی و ١١٠ سال طبق تورات)[٣]زندگی کرد و خداوند دو پسر بنامهای میشا (در توران مِنَسَّه) و اِفریم به وی عنایت فرمود.[٤] و چون فوت کرد، بدنش را مومیایی کردند و در تابوتی محفوظ داشتند.[٥] و همچنان در مصر بود تا زمانی که حضرت موسی علیه السلام میخواست با بنی اسرائیل از مصر خارج شود، جنازه یوسف علیه السلام را همراه خود برده و در فلسطین دفن نمودند.
بنابر آنچه مشهور است، وی در شهر الخلیل (واقع در کشور فلسطین) در شش فرسخی بیتالمقدّس در مقبره خانوادگی شان نزدیک مکفیلیه (محلّدفنابراهیم،ساره،رُفقه، اسحاق و یعقوبo) به خاک سپرده شد.[٦]و[٧]
[١] . این شهر امروزه نیز به صورت روستای کوچکی در حومه اورفَه در جنوب ترکیه باقی است.
[٢] . تفسیر نورالثقلین ،ج ٢ ، ص٤١٠ ؛ تفسیر قمی ،ج ١، ص ٣٣٩ ؛ قصص قرآن ، ص ٨٥.
[٣] . بحارالانوار ، ج ٢ ، ص ٦٥ و ٢٩٨ ؛ تورات، سفر تکوین ٥٠/٢٦.
[٤] . تورات، سفر تکوین، ٥٠/١٣.
[٥] . بنابر روایتی او را در میان رودخانه نیل دفن کردند (که در پایان شرح حال یوسف میآید).
[٦] . رک: قصص قرآن ،ص ٤١٩ ؛ مجمع البیان،ج ٥ ،ص ٢٦٢ به بعد ؛ بحارالانوار ، ج ١٣ ، ص ١٢٧ ؛ علل الشرایع ،ص ١٠٧.
[٧] . یوسف نُه ساله بود که خواب معروف را دید، در حالی که ده سال داشت برادران او را در چاه افکندند، سرانجام پس از گذشت سه روز و سه شب از چاه نجات یافت و چند سالی در منزل عزیز مصر بود و هفت سال زندانی شد و در سن هشتاد و هفت سالگی پدر را ملاقات کرد و سرانجام پس از بیست و سه سال بعد از مرگ پدر، مرگ خودش فرا رسید و در سن صد و بيست سالگی (به قولي١١٠ سالگی) فوت کرد.