احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٧٧
همین خواب دیدن یوسف علیه السلام و الهامات دیگر، موجب شد که یعقوب علیه السلام امتیاز و عظمت خاصّی در چهرۀ یوسف علیه السلام مشاهده کند، وی میدانست که فرزندش یوسف علیه السلام آیندۀ درخشانی دارد و پیغمبر خدا میشود، از این رو بیشتر به او اظهار علاقه میکرد[١] و نمیتوانست اشتیاق و علاقهاش نسبت به یوسف علیه السلام را پنهان سازد.
این روش یعقوب علیه السلام نسبت به یوسف علیه السلام باعث حسادت برادران شد، به همین خاطر چون یعقوب علیه السلام میدانست که فرزندانش نسبت به یوسف علیه السلام حسادت دارند اصرار داشت که یوسف علیه السلام خواب دیدن خود را کتمان کند تا برادران ناتنی،[٢] برای او توطئه نکنند.
طبق برخیازروایات؛بعضی اززن های یعقوب علیه السلام موضوع خواب دیدن یوسف علیه السلام را شنیدند و به برادرانش خبر دادند.
از این رو حسادت برادران نسبت به او بیشتر شد، جلسهای محرمانه تشکیل دادند و نقشه خطرناکی در مورد او کشیدند و گفتند: یوسف علیه السلام و برادرش بنیامین نزد پدر از ما محبوب ترند، در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم و بیش از آن دو، به پدر سود و منفعت میرسانیم، قطعاً پدرمان اشتباه میکند و از حق و حقیقت به دور است.
[١] . البته یعقوب علیه السلام میانفرزندان به عدالت رفتارمیکرد، امّا چون یوسف علیه السلام از همه غیر از بنیامین کوچک تر بود و طبعاً چنین فرزندی با این سن (نُه سال) بیشتر مورد مهر و محبت پدر و مادر قرار میگیرد، علاوه بر اینکه یوسف دارای امتیازات و صفات نیک دیگری هم بود، لذا بیشتر مورد علاقه پدرش یعقوب علیه السلام بود.
[٢] . قبلاً یادآور شدیم که یوسف و بنیامین از ناحیه مادر با برادران دیگر جدا بوده و با آنها فقط برادر پدری بودند.