احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٢١
رسول خداm هفت روز از مادر خود آمنهO شیر خورد، روز هفتم که فرا رسید، عبدالمُطَّلب علیه السلام برای عرض سپاسگزاری به درگاه الهی، گوسفندی کشت و گروهی را دعوت نمود و در آن جشن باشکوه که از عموم قریش دعوت شده بود، نام فرزند خود را «محمّد» گذاشت.
وقتی از او پرسیدند: چرا نام فرزند خود را محمّد انتخاب کردید در صورتی که این نام در میان اعراب کم سابقه است؟ گفت: خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.
چون رسم اعراب بر این بود که برای شیر دادن کودکان خود دایههایی از اعراب بادیهنشین انتخاب میکردند، تا فرزندانشان از نظر جسمی سالمتر و تیزهوشتر به بار آیند.
لذا به سراغ کنیز ابولَهَب «ثُوَیْبَه» که قبل از آن، حمزه علیه السلام عموی پیامبر را نیز شیر داده بود آمدند و او را به عنوان دایگی انتخاب کردند، که وی با شیری که به پسرش «مسروح» میداد، مدّتی کوتاه (چهار ماه) حضرت را شیر داد.
سپس سعادت شیر دادن رسول خداm نصیب زنی از قبیله «بنی سَعْد بن بَکْر بن هَوازن» به نام «حَلیمه» دخحتر «اَبوذُؤَیب» و همسر «حارث بن عبدالعُزَّی» گردید.
حلیمه دو سال تمام محمّدm را شیر داد و در دو سالگی از شیر باز گرفت.
آن حضرت حدود چهار سال نزد دایۀ خود در میان قبیله «بنی سَعْد» اقامت داشت، در ضمن این مدّت، دو یا سه بار حلیمه او را پیش مادرش برد.
حلیمه که زنی تهیدست بود، به برکت وجود محمّدm، تعداد گوسفندان او زیاد و خیر و برکت به او روی آورد. سپس کودک را در پنج سالگی به مادرش بازگرداند.