احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٢٦
صومعه خود نشسته بود به محمّدامینm افتاد، آمد از من، نام او را پرسید؟
سپس چنین گفت: این مرد که زیر سایه این درخت نشسته است، همان پیامبری است که در تورات و انجیل، درباره او بشارتهای فراوانخواندهام،خدیجهOازشنیدناینقضایاراجعبه محمّدامینm شگفت زده شد و از بهره فراوانی که در این تجارت، نصیب آنها گشته بود، شادمان شد و تمایل پیدا کرد که با وی ازدواج کند. لذا شخصی را به محضر رسول خداm فرستاد و علاقمندی خویش را به ازدواج با وی اظهار داشت.
حضرت محمّد (ص)، با عموهای خویش (ابوطالب) مشورت کرد و با عموی خود حمزه علیه السلام نزد «خُوَیْلِد»،[١] پدر خدیجهO رفت و از وی خواستگاری نمود.
پس از پذیرش از ناحیه خاندان خدیجهO، حضرت محمّد (ص) چهار صد دینار و یا بعضی گفتهاند بیست شتر جوان را مهریه قرار داد. سپس خطبۀ عقد به وسیله ابوطالب علیه السلام خوانده شد.[٢] و بدین ترتیب افتخار همسری حضرت محمّد (ص) را پیدا کرد.
شناسنامه حضرت خدیجهO
خدیجهO دختر «خُوَیْلِد بن اَسَد بن عبدالعُزّی بن قُصَیّ» پانزده سال قبل از عام الفیل و شصت و هشت سال قبل از هجرت نبوّی، در شهر مکّه دیده به جهان گشود.
مادرش «فاطمه دختر زائد بن أَصَمَ» از بنی معیص بن عامر بن لُؤَیّ بود. پدر
[١] . معروف این است که پدر خدیجه «خُوَیْلِد بن اسد» در جنگ فِجار فوت کرده بود و عموی خدیجه «عَمروبن اَسَد» وی را به رسول خداm تزویج کرد. (تاریخ یعقوبی،ج ١،ص ٣٧٥؛تاریخ کامل، ج ١،ص ٢٥) و تاریخ ازدواج، دو ماه و بیست و پنج روز پس از بازگشت رسول خداm از سفر شام بود.
[٢] . رک: بحارالانوار،ج ١٦،ص ١٨؛ سیره النّبی ، ج ١، ص ٢٣ به بعد ؛ تاریخ پیامبر اسلام ،ص ٦٣ به بعد؛ سیره ابن هشام، ج ١ ص ٢٠٤.