احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٨٢
پروردگارا ! چگونه او را دریابم؟
خداوند فرمود: یک عدد ماهی را بگیر و در میان سبد و زنبیل خود بگذار، و به سوی تنگۀ دو دریا برو، هرجا که آن ماهی را گم کردی، آن عالم در همان جاست.
موسی علیه السلام ماهی را بر گرفت و به همراه دوستش «یوشع بن نون» رهسپار آن دیار گردید، زمانی که موسی علیه السلام و دوستش به مسیر دو دریا رسیدند در کنار صخرهای، اندکی استراحت کردند و خوابشان برد.
در همین اثنا بارانی بارید و ماهی در اثر رطوبت باران جان گرفت و خود را به دریا انداخت.
موسی علیه السلام و همسفرش از خواب که بیدار شدند، از آن محل گذشتند، طولانی بودن راه و سفر، موجب خستگی و گرسنگی آنان گردید.
در این هنگام موسی علیه السلام به خاطرش آمد که غذایی به همراه خود آوردهاند، به یوشع علیه السلام گفت: آیا به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم، ماهی راهش را به طرز شگفتانگیز در دریا گرفت و ناپدید شد و من در آنجا فراموش کردم که ماجرای ماهی را برایت بازگو کنم، و این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من ربود.