احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥١٦
امروز هیچگونه سرزنش و توبیخی بر شما نخواهد بود. خداوند شما را میبخشد و اَرحم الرّاحمین است.[١]
همه را عفو کرد و فرمود: همه آزادید، هر کجا که میخواهید بروید و به این ترتیب مکّه بدون خونریزی فتح شد.[٢] وجاذبه این عفو و رحمت اسلامی که هرگز انتظار آن را نداشتند، چنان در دلها اثر کرد که مردم گروه گروه آمدند و مسلمان شدند و صدای این فتح عظیم در تمام جزایر عربستان پیچید و آوازۀ اسلام، همه جا را فرا گرفت و موقعیّت اسلام و مسلمین از هر جهت تثبیت شد.[٣]
جنگ حُنَیْن
پس از فتح مکّه، مردم هَوازِنْ و ثقیف که قبیلهای بزرگ بودند و در طائف[٤] و اطراف آن زندگی میکردند، از این ماجر آگاه و باخبر شدند. رئیس طائفه هوازن به نام مالک بن عَوْف نَصْری آنها را جمع کرد و به آنها گفت: ممکن است محمّدm پس از فتح مکّه به جنگ با ما برخیزد. آنها گفتند پیش از آنکه او با ما نبرد کند، صلاح در این است که ما پیش دستی کنیم.
مالک بن عوف از همه قبایل اطراف، نیرو جمع کرده و همه غرق در اسلحه، آماده جنگ وحرکت به سوی مکّه شدند. وقتی لشکریان آماده شدند، مالک فرمان داد تا زنان و فرزندانشان را به همراه آورند، تا به هنگام درگیری با مسلمانان، هیچکس فکر فرار در سر نپروراند.
[١] . سوره یوسف/ ٩٢.
[٢] . روز بیستم ماه رمضان سال هشتم هجرت، مکّه به دست مسلمین فتح شد. (سیره ابن هشام، ج ١، ص ٥٩).
[٣] . رک: تاریخ طبری،ج٣ ، ص ٢٠؛ تاریخ کامل،ج ٢،ص ٢٣٩ به بعد؛ تفسیر نمونه ،ج ٢٧ ، ص ٤٠٣ به بعد؛ تفسیر قرطبی، ج ٥ ،ص ٣٤٨٧ ؛ تاریخ پیامبر اسلام ،ص ٥١٠ به بعد؛فروغ ابدیت،ج ٢،ص ٣٠٩ به بعد ؛ تفاسیر مختلف ذیل آیات سورههای فتح، نصر و ممتحنه/ ١٢.
[٤] . دوازده فرسخی جنوب شرقی مکّه.