احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٥٩
و مخفیانه به سوی عقبه آمدند.
سپس بعد از سخنانی که بین آنان و پیامبر (ص) ردّ و بدل شد، با آن حضرت بیعت کردند و رسول گرامیm قول داد که در موقع مناسبی مکّه را ترک گوید و به سوی یثرب برود. سپس مراسم بیعت پایان پذیرفت و جمعیّت متفرّق شدند.[١]
چون صبح شد ناگهان دومین پیمان عقبه، مثل بمب در میان قریش صدا کرد. سران بت پرست فهمیدند که شب گذشته در تاریکی شب، هفتاد و سه نفر از یثربیان، با پیامبر (ص) پیمان بستهاند که از وی مانند فرزندان خود دفاع کنند، لذا برای تحقیق بیشتر نزد یثربیان آمدند و گفتند: به ما گزارش دادند که شما شب گذشته با محمّدm در عقبه، پیمان دفاعی بستهاید و به او قول دادهاید که بر ضدّ ما قیام کنید!
آنها سوگند یاد کردند، که ما هرگز دوست نداریم، آتش جنگ میان ما وشما روشن گردد و ...
هجرت مردم به یثرب و نقشه قتل پیامبر (ص) [٢]
پس از بازگشت یثربیان به یثرب و آگاه شدن قریش از بیعت، سختگیری آنان نسبت به مسلمانان شدّت گرفت و اذیّت و آزار به اوج خود رسید و دیگر زندگی برای مسلمین طاقتفرسا گشت، تا آنکه از رسول خداm اذن هجرت خواستند، پیامبر (ص) به آنان فرمود تا رهسپار مدینه شوند و نزد برادران انصار خود روند.
در فاصلهای کمتر از سه ماه، اصحاب رسول خداm به سوی مدینه رهسپار
[١] . رک: تاریخ طبری ، ج ٢ ، ص ٨٦ ؛ تاریخ پیامبر اسلام ،ص ١٦٤ به بعد؛ سیره النّبی ،ج ٢ ،ص ٣٧ ؛ طبقات ،ج ١ ، ص ٢١٩ ؛ سیره ابن هشام ،ج ١ ،ص ٤٣٨.
[٢] . سورههای انفال/ ٣٠ ؛ إسراء/ ٧٦، ٧٧.