احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٦٢
تجلّی خواهم نمود، اگر کوه در جای خود قرار گرفت و دیدن و هیبت مرا تحمّل کرد، تو هم میتوانی مرا ببینی و اگر تحمّل نکرد، تو هم به طریق اَولی نخواهي دید. و آنگاه که پروردگارش بر کوه تجلّی نمود، آن را متلاشی کرده و با زمین یکسان ساخت.
موسی علیه السلام از شدّت بیم و ترس از صحنهای که دیده بود از هوش رفت. وقتی که به هوش آمد عرض کرد:
پروردگارا! تو منزّه هستی، من به سوی تو باز میگردم و توبه میکنم، من نخستین کسی هستم که در زمان خودم به بزرگی و عظمت تو ایمان میآورم.
سرانجام در آن میعادگاه بزرگ، خداوند شرایع و قوانین آيین خود را بر موسی نازل کرد (تورات).
نخست به او فرمود:
ای موسی علیه السلام ! من تو را بر مردم برگزیدم و رساات خود را به تو دادم و تو را به موهبت سخن گفتن با خودم نائل کردم، اکنون که چنین است، آنچه را به تو دستور دادهام، بگیر و در برابر این همه موهبت، از شکرگزاران باش و برای مردم در تورات از هر موضوعی اندرزی نوشتیم و از هر چیز، بیانی کردیم، پس آن را با جدیّت بگیر، و به قومت دستور بده، که به مطالب و دستورات آنها بهتر عمل کنند و آنان که به مخالفت برمیخیزند، کیفرشان دوزخ است. ما به زودی جایگاه و مقام فاسقان را به شما نشان خواهیم داد.[١]
به این ترتیب موسی علیه السلام در میعادگاه طور، شرایع و قوانین آیین خود را به صورت صفحههایی از تورات از خداوند گرفت و به سوی قوم بازگشت، تا آنها را در پرتو این کتاب آسمانی و قانون اساسی، هدایت کند و به سوی تکامل برساند.
[١] . اقتباس از سوره اعراف/ ١٤٢-١٤٥ ؛ حیوه القلوب ، ج ١ ،ص ٢٥٢ به بعد.