احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٦٧
سدّی که در آن به جای آجر و سنگ، از آهن ومس استفاده شده و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یأجوج و مأجوج بوده است.[١]
ذوالقرنین پادشاه عادلی بود، تصمیم گرفت با همّت قهرمانانه به شرق و غرب جهان حرکت کند و همه را زیر پرچم خود آورد و در پرتو حکومت مقتدرانۀ خود جلوی ظلم و طغیان ظالمان و ستمگران را بگیرد، خداوند هم اسباب کار و پیروزی در اختیارش قرار داده بود.
وی سه لشگرکشی مهم داشت: نخست به غرب و سپس به شرق و سرانجام به منطقهای در شمال، که دارای تنگه کوهستانی است، و در هر یک از این سفرها با اقوامی برخورد نمود.
اوّل: لشکرکشی غربی
در این حمله، ذوالقرنین از کشور خود،[٢] به سمت غرب رهسپار شده و همچنان حرکت میکرد تا به سرزمینی رسیده، که نسبت به او و کشورش مرز غربی محسوب میشد.
در این حمله و جنگ به فتوحات زیادی دست یافت، شب و روز به پیش رفت، تا به چشمه آبی رسید که آب و گلش به هم آمیخته بود، چنین به نظر میرسید که خورشید در آن غروب میکند.[٣] و تصوّر کرد که دیگر پس از آن جنگ و فتح باقی نمانده است. ولی در آن سرزمین قومی را دید که کفر و طغیان و ظلمشان موجب آزار مستضعفان میشد و همه را به ستوه آورده بود.
[١] . رک: تفسیر مجمع البیان ، ج ٦ ، ص ٤٩٠ ؛ تفسیر نمونه ،ج ١٢ ،ص ٥٤٤.
[٢] . شهر فارس یا دَوْمه الجندل (شهر مرزی سوریه و عراق).
[٣] . آن سرزمین جابلقا نام داشت (تفسیر عیاشی ج٢ ص ٣٥٠).