احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٩
زیرا اگر بهشت جاودان میبود، شیطان با وسوسهاش بدان راه نمییافت.[١]
هشتم: فرود آمدن آدم و حوّا علیه السلام به زمین
آدم و حوّا علیه السلام وقتی که از بهشت دنیا اخراج شدند، در سرزمین مکّه فرود آمدند، حضرت آدم علیه السلام بر کوه صفا در کنارکعبه، هُبُوط کرد و در آنجا سکونت گزید، از این رو آن کوه را صَفا گویند که آدم علیه السلام صفیّ الله (برگزیده خدا) در آنجا وارد شد و حضرت حوّا بر روی کوه مَروَه (که نزدیک کوه صفاست) فرود آمد و در آنجا سکونت گزید. آن کوه را از این رو مروه گویند که مَرْئه یعنی زن (که منظور حوّا باشد) در آن سکونت نمود.
آدم علیه السلام چهل شبانه روز به سجده پرداخت و از فراق بهشت گریه کرد، جبرئیل نزد آدم علیه السلام آمده و گفت:
ای آدم علیه السلام ! آیا خداوند تو را با دست قدرت و مرحمتش نیافرید و روح منسوب به خودش را در کالبد وجود تو ندمید و فرشتگانش بر تو سجده نکردند؟!
آدم علیه السلام گفت: آری خداوند این گونه به من عنایتها نمود. جبرئیل گفت: خداوند به تو فرمان داد که از آن درخت مخصوص بهشت نخوری، چرا از آن خوردی؟
آدم علیه السلام گفت: ای جبرئیل! ابلیس سوگند یاد کرد که خیرخواه من است و گفت؛ از این درخت بخورم.
من تصوّر نمیکردم وگمان نمیبردم موجودی که خدا او را آفریده، سوگند دروغ به خدا یاد کند.[٢]
[١] . گناه نخستین ، ص ٣٨.
[٢] . علل الشرایع ص ٤٩١ ؛ کافی ج ٦، ص ٥١٣ ؛ تفسیر نورالثقلین، ج ١، ص ٦١ ؛ تفسیر المیزان، ج ١، ص ١٨٢.