احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٧١
٣. هرگاه مدینه مورد حمله دشمن قرار گیرد، هر دو با هم در دفاع از آن تشریک مساعی کنند و ...[١]
هشت ماه بعد از هجرت، رسول خداm میان مهاجرین و انصار پیمان برادری نهاد[٢]، که در راه حقّ، یکدیگر را یاری دهند و پس از مرگ از یکدیگر ارث ببرند. اینها نود نفر یا صد نفر بودند، نیمی از مهاجرین و نیمی از انصار.
رسول خداm به آنان گفت: در راه خدا، دو نفر دو نفر با هم برادری کنید، سپس دست علی علیه السلام را گرفت وگفت: هذا اَخی؛ این است برادر من.[٣]
پس از هجرت پیامبر (ص) و یارانش به مدینه، رفتار مردم مکّه با مسلمانان که در مکّه باقی مانده بودند و قادر بر پیوستن به برادران مهاجر خویش نبودند تفاوت کرد، چه این که قبل از هجرت، دشمنی با مسلمانان به صورت فردی و پراکنده بود، ولی پس از آنکه فضا را مناسب دیدند به صورت دسته جمعی آنها را مورد تهاجم قرار داده و به آزار و اذیّت و شکنجه آنان پرداختند و روز به روز بر ظلم و ستم خود نسبت به آنان افزودند، تا اینکه جام صبر و شکیبایی آها لبریز شد، از این رو به خدای خویش پناه آورده و از او درخواست کمک کردند.
در این هنگام بود که خداوند به مؤمنین فرمان جهاد داد و مهاجر و انصار را دستور داد تا: به کمک برادران مؤمن مستضعف خویش بشتابند.[٤]
[١] . سیره النبی ،ج ٢ ، ص ١١٩ به بعد ؛ سیره ابن هشام ،ج١ ،ص ٥٠٣.
[٢] . مهاجران، همان مسلمانان اهل مکّه بودند که به مدینه هجرت کردند و انصار، مسلمانان اهل مدینه بودند.
[٣] . تاریخ پیامبر اسلام ،ص ٢١٦.
البته حکم ارث بردن این ها از همدیگر با نزول آیه ٧٥ سوره انفال و آیه ٦ سوره احزاب، پس از جنگ بدر منسوخ گردید (سیره النبی ، ج ٢ ، ص ١٢٣ به بعد ؛ طبقات ،ج ١ ،ص ٢٣٧ ؛ تفسیر نمونه ،ج ١٧ ، ص ٢٠٠).
[٤] . سورههای نساء/ ٧٥ ؛ بقره/ ١٩٠-١٩١.