احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٠٦
نقشۀ قتل حضرت صالح علیه السلام
میان قوم ثمود نُه نفر (از سران آنها) وجود داشتند، که بیش از دیگران در زمین فساد و تباهی کرده، و کفر ورزیده بودند، این افراد بین خود نقشۀ قتل صالح علیه السلام را کشیده و سوگند یاد کردند، که بر او و خانوادهاش شبیخون زده و به طور پنهانی آنها را قتل عام کنند، و زمانی که طرفداران و بستگانش در جستجوی قاتلین برآمده و مطالبه خون او کنند، آنان از این جرم، اظهار بیاطلاعی کنند و با اطمینان بگویند که وقت کشته شدن او حضور نداشته و در آن دخالت نداشتهاند.
در کنار شهر حِجرکوهی بود که غار و شکافی داشت، صالح علیه السلام برای عبادت خدا به آنجا میرفته و گاهی شبانه نیز به آنجا میرفت و به مناجات و شب زندهداری میپرداخت.
دشمنان آن حضرت، تصمیم گرفتند به طور مخفیانه به آن کوه رفته و در پشت سنگ های کوه پنهان شوند و در کمین حضرت صالح علیه السلام به سر برند، وقتی که صالح علیه السلام به آنجا آمد او را به قتل رسانند و پس از شهادتش به خانه او حملهور شده و شبانه کار اهل خانه را یکسره نمایند و سپس مخفیانه به خانههای خود برگردند و اگر کسی از این حادثه پرسید، اظهار بیاطلاعی نمایند.ولی خداوند به طرز عجیبی توطئه آنها را خنثی کرد.
آنها هنگامی که در گوشهای از کوه کمین کرده بودند، کوه ریزش کرد و صخره بسیار بزرگی از بالای کوه سرازیر شد و آنها را در لحظهای کوتاه درهم کوبید و نابود کرد.[١]
[١] . سوره نمل/ ٤٨-٥٢ ؛ تفسیر نمونه ، ج ١٥ ، ص ٤٩٧.