احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٦٩
سوم: لشکرکشی شمالی
پس از فتح غرب و شرق، رهسپار شمال شد و همه جا را فتح کرد، در این حمله به تنگۀ کوهستانی رسیده، که مردم نواحی آن وحشی و از تمدّن و فرهنگ بیبهره بودهاند. (و در پشت کوهستانی که مسکن این قوم وحشی بود، دو قوم خونخوار و ستمکار زندگی میکردند، که در اصطلاح آنان، «یأجوج و مأجوج»[١] نامیده میشدند، قوم یأجوج و مأجوج جمعیّتشان زیاد بود، به هر جا میرسیدند به غارت و ظلم و ستم میپرداختند) آن قوم وحشی وقتی که قدرت و شکوه و عظمت ذوالقرنین را دیدند، از او تقاضا نمودند که آنها را در برابر دو قوم ظالم و ستمگر یأجوج و مأجوج یاری کند و برای جلوگیری از طغیان آنها سدی محکم و بلند، در برابر آنها بسازد، تا از شرّ آنها محفوظ بمانند.
ذوالقرنین به تقاضای آنها پاسخ مثبت داد، از گنج ها و سیم و زر و امکانات بسیار دیگر،که خداوند در اختیارش گذاشته بود، استفاده کرد و یک سدّ پولادین محکم و نیرومند با آهن و مس و غیره ساخت که دو قوم یأجوج و مأجوج قدرت عبور و نفوذ از آن را نداشتند و هرگز نمیتوانستند آن را سورخ یا ویران نمایند.
[١] . آقای عمادزاده میگوید: «ادلّه تاریخی فراوانی در دست است، که ثابت میکند که قوم یأجوج و مأجوج، قبایل وحشی بیابانی بودهاند، که در دشت های شمال شرقی میزیستهاند و از روزگار قبل از تاریخ، تا قرن نوزدهم میلادی، مانند سیل به طرف بلاد غربی و جنوب سرازیر میشدهاند و قسمتی از آن قبایل، در عصر اخیر در اروپا/ یسگر/ و در آسیا/ تاتار/ نامیده و جای تردید نیست، که شعبهای از این قبایل، در سال ٦٠٠، در سواحل دریای سیاه منتشر شده بودند و از کوههای قفقاز سرازیر میشدهاند و بر آسیای غربی حمله بردهاند و یونانیان آنان را به نام/ سیبهتن/ مینامیدهاند و همین نام در کتیبه داریوش، در اصطخر ذکر شده و مسلم است، که مردم کوهستانی، از غارتگران ایشان، به کورش شکایت کرده، کورش برای جلوگیری ایشان، سدّ را بنا نهاده است.» (تاریخ انبیاء، ص ٣٤٣)