احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٦٠
شدند، سران قریش دانستند که یثرب به صورت پایگاه و پناهگاهی برای پیامبر (ص) و یاران او در آمده و مردم آن برای جنگیدن با دشمنان رسول خداm آمادهاند.
از هجرت پیامبر (ص) بیمناک شدند و برای جلوگیری از آن با هر وسیلهی که شده است، در «دار النَّدْوَه»،[١] جمع شدند و به مشورت پرداختند. هر کسی پیشنهاد و نظری مطرح کرد، تا اینکه به اتّفاق آراء تصویب شد، از تمام قبائل، افرادی انتخاب شوند و شبانه به طور دسته جمعی به خانه او حمله ببرند و او را قطعه قطعه کنند، تا خون در میان تمام قبائل پخش گردد و در این صورت بنیهاشم، قدرت نبرد با همه قبائل را نخواهند داشت.
جلسه با تصمیم برکشتن رسول خداm پایان یافت و افراد انتخاب شده، قرار شد که چون شب فرا رسد، مأموریت خود را انجام دهند.
جبرئیل نازل شد و پیامبر (ص) را از نقشههای شوم مشرکان آگاه ساخت وگفت:
امشب را در بستریکهشبهای گذشته میخوابیدی، مخواب !
قریش برحسب تصمیم و نقشه قبلی خویش، در اوّل شب،[٢] خانه رسول خداm را محاصره کردند و انتظار میبردند تا هرگاه به خواب رود، بر وی حمله کنند.
رسول خداm هم برحسب وحی پروردگار و دستوری که برای هجرت رسیده بود، به حضرت علی علیه السلام فرمود: امشب در بستر من بخواب ، و آن بُرد سبز رنگی را که من هنگام خواب به روی خود میکشیدم بر روی خود بکش، زیرا از طرف
[١] . جایی بود که قُصَیَ بن کِلاب جدّ چهارم پیامبر (ص) آن را ساخت و سران قریش وقتی مشکلی پیش میآمد، در آن جا جمع میشدند و به تبادل افکار و مشورت باهم میپرداختندوتصمیمگیری میکردند.یعنی در واقع مجلس شورای مکّه بود.
[٢] . اوّل ربیع الاول ، سال ١٤ بعثت.