احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٢٣
هنگامی که سلیمان علیه السلام از آمدن بلقیس و همراهانش به سوی وی اطلاع یافت، لذا خواست برخی از نعمت هایی را که خداوند به عنوان معجزه به او عنایت کرده بود به بلقیس ارائه دهد، تا دلیلی بر نبوّت و پیامبری او باشد، از این رو به حاضران اطراف خود گفت: کدام یک از شما توانایی دارید، پیش از آنکه آن ها به این جا آیند، تخت ملکه سبأ، را برای من بیاورید؟ در اینجا دو نفر اعلام آمادگی کردند:
نخست عفریتی،[١]از جنّیان روبه سلیمان علیه السلام کرد وگفت: من تخت او را پیش از آنکه مجلس تو پایان گیرد و از جای خود برخیزی نزد تو میآورم، من این کار را با زحمت انجام نمیدهم و در این امانت گران قیمت خیانت نمیکنم.
دومین نفر؛ مردصالحی بود،[٢]که آگاهی قابل ملاحظهای از«کتاب الهی»داشت،
[١] . عفریت به معنی فرد گردنکش و خبیث است، یعنی یکی از گردنکشان جنّیان، و چون بیم خیانت در این عفریت میرفته، لذا در مقام دفاع از خود برآمده و قول امانت و وفاداری داده است. (تفسیر نمونه ، ج ١٥ ، ص ٤٦٨).
[٢] . در اینکه این شخص کی بوده؟ و این قدرت عجیب را از کجا بدست آورده؟ و منظور از علم کتاب (علم آگاهی از کتاب) چیست؟
مفسّران گفتگو بسیار کردهاند. ولی ظاهر این است که این شخص یکی از نزدیکان با ایمان، و دوستان خاص سلیمان علیه السلام بوده است و غالباً در تواریخ نام او را «آصف بن برخیا» نوشتهاند و میگویند وزیر سلیمان علیه السلام و خواهرزاده او بوده است و منظور از علم کتاب، اسماء اعظم الهی است.
(تفسیر نمونه ، ج ١٥ ، ص ٤٦٩ ؛ تفسیر قمی ، ج ٢ ، ص ١٢٧ ؛ بحارالانوار ، ج ١٤ ، ص ١٢٨ ؛ احقاق الحق ، ج ٣ ، ص ٢٨٠ ؛ قرآن و عترت در اسلام ، ص ٣٠).
دربارۀ سرانجام زندگی«آصف بن برخیا» آگاهی چندانی در دست نیست و در کتب دینی اسلامی و متون یهود نیز اشارهای به مدفن آن حضرت نشده است، اما جالب آن است که مزاری منسوب به آن حضرت در بخش زاوه واقع در ٧٠ کیلومتری شرق تربت حیدریه در خراسان رضوی قرار دارد.
این مکان در مجاورت روستاهای «ساق» و «قلعۀ آقاحسن» در دامنه کوهی معروف به کوه چشمه واقع شده است. (مزار پیامبران، ص ١٢٧)