احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٤٦
از طرف خداوند به موسی علیه السلام خطاب شد: به همراهی برادرت هارون، به سوی فرعون بروید، زیرا او دست به سرکشی و طغیان زده و در یاد من و ابلاغ رسالت الهی کوتاهی نکنید.
سپس به آنها سفارش کرد: تا با فرعون با نرمی و اخلاق نیک سخن گویند، شاید طبع سرکش و طغیانگر او را ملایم ساخته و با سخن دلپذیر خود، به قلب او راه یابند و سرانجام از خدا بترسد.
موسی و هارون علیه السلام عرض کردند: ما از قدرت و خشونت فرعون بیمناکیم، که این رسالت را به او ابلاغ کنیم، شاید وی خشمگین شده و بر ما تندی کند و یا ما را شتاب زده کیفر نماید.
خداوند به آنها فرمود:
از چیزهایی که تصوّر کردهاید، از ناحیه فرعون به شما برسد، بیم نداشته باشید، زیرا من با شما هستم و می شنوم و شما را از شرّ او نگاه خواهم داشت، به سوی او بروید و ...[١]
ابلاغ رسالت حضرت موسی علیه السلام
موسی و هارون علیه السلام دستور پروردگار خویش را لبّیک گفته و نزد فرعون رفتند و رسالت الهی را به وی ابلاغ کردند، از جمله مطالبی که موسی علیه السلام به فرعون ابلاغ کرد، این بود که دربارۀ خدا جز حق نگوید و خداوند به او معجزهای عطا کرده که گواه بر این است، وی فرستادۀ حقیقی خداست و از فرعون درخواست کرد تا اجازه دهد، بنیاسرائیل همراه او به فلسطین بروند.[٢]
فرعون از سخن موسی علیه السلام که تربیت یافتۀ سابق خود بود، در شگفت شد و با
[١] . اقتباس از سوره طه/ ٤٥-٤٧.
[٢] . اقتباس از سوره اعراف/ ١٠٤، ١٠٥.