احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٦٠
وقتی که آن دو از بهشت اخراج و به زمین فرو آمدند و به گناه (ترک اولی) خود اقرار نمودند و پشیمان شدند، خداوند مهربان به آنها لطف کرد و کلماتی را به آدم و حوّا علیه السلام آموخت، تا آنها در دعای خود آن کلمات را از عمق جان بگویند و توبه خود را آشکار و تکمیل نمایند.[١]
سؤال: مقصود از این سخنان و کلمات که به آدم علیه السلام آموخت؛ چیست؟
لازم به يادآوري است كه مفسّران در ذیل آیۀ مربوط به توبۀ آدم علیه السلام :«پروردگارا ! ما بر خود ستم کردیم و اگر تو ما را نیامرزی، بیگمان از زیانکاران خواهیم بود.»[٢]
دعاهایی را که آدم علیه السلام با آنها توبه کرد و آمرزیده شد آوردهاند، در پارهای روایات از ابن عبّاس آمده است، که آدم علیه السلام به درگاه خدای خود گریه کردوگفت: خدایا آیا مرا با دست خود نیافریدی؟ فرمود: چرا، گفت: آیا مهرِ تو به خشمِ تو پیشی ندارد؟ فرمود: چرا، گفت: آیا اگر توبه کنم و باز گردم، به بهشتم باز میگردانی؟ فرمود: آری (دعاهای دیگر نیز نقل شده است).[٣]
مفسّران شیعی آن روایات را آوردهاند و افزون بر آن، روایاتی ذکر کردهاند که آدم علیه السلام نام هایی گرامی، که بر عرش نوشته شده بود دید، سپس درباره آنها سؤال کرد، به او گفته شد: این ها نام های گرامیترین آفریدگان خدایند، آدم علیه السلام با آن نام ها به درگاه خداوند توسل جست و توبهاش پذیرفته شد، نام ها عبارت بودند از: «محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسینo».[٤]
[١] . سوره بقره/ ٣٧.
[٢] . سوره اعراف/ ٢٢.
[٣] . رک: تفاسیر مجمع البیان ج ١ ص ١٩٣ ؛ تبیان ج ١ ص ١٦٩ ؛ التفسیر الکبیر ج ٣ ص ١٩، ٢٥ ؛کشف الاسرار ص ١٥٥.
[٤] . تفسير مجمع البیان ج ١ ص ٨٨، ٨٩ ؛ الدّر المنثور ج١ ص ٦٠ ؛ مناقب ابن مغازلی شافعی ص ٦٣.