احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٤
و در تعریف دیگری آمده است: قصه از نظر قرآن، سرگذشت حق و واقعی و صادقی است، مبتنی بر دانش الهی که برای گسترش اندیشمندی و ایجاد عبرت در خردمندان، طوری بیان می شود که شنونده یا خواننده آن را دنبال می کند. [١]
از نظر قرآن، قصه مي تواند به دو دسته؛ ١. قصه هاي باطل ٢. و قصه هاي حق تقسيم شود.
از اين رو قصه هاي قرآني را با قيد حق، از ديگر قصه ها متمايز و جدا مي سازد. [٢]
قصه هاي باطل؛ قصه هايي هستند كه عنصر حقيقت در آن ها وجود ندارد. به عنوان نمونه قصه هايي كه اهل كتاب از جمله مسيحيان؛ درباره حضرت عيسيj بيان مي كنند و در آن بر اموري چون تثليث يا فرزند خدا بودن حضرت آدم j تاكيد مي شود، قصه هاي منافي با حقيقت توحيد است.[٣]
خداوند از قصه هاي باطل به عنوان «لهو الحديث» تعبير مي كند كه به معناي سخنان بيهوده است.كافران براي مبارزه با قرآن و مقابله با قصه هاي حق آن، به داستان گويي خرافي و باطل روي آوردند. اين قصه ها توخالي و سرگرم كننده هستند و از عنصر واقعيت كم بهره و از عنصر حقيقت كاملا به دور هستند. [٤]
اين در حالي است كه قصه هاي قرآني با گزارشي از واقعيت ها، ناظر به حقايق هستي است. به اين معنا كه گزارش از واقعيت ها براي انتقال معارف و حقايق انجام مي گيرد و عنصر سرگرمي در آن لحاظ نمي شود. خداوند در آيات بسياري به اين نكته توجه داده است. [٥]
[١] . کارل بروکلمان فی المیزان، ص ٨٥.
[٢] . سوره آل عمران، آيه ٦٢.
[٣] . تفسير شبر، ص ١٠٨.
[٤] . سوره لقمان / ٦. كشاف زمخشري، ج ٣، ص ٤٩٠ ؛ مجمع البيان، ج ٨، ص ٤٩١.
[٥] . سوره بقره/ آيات ٢٤٦ تا ٢٥٢ ؛ سوره مائده/ ٢٧ ؛ سوره هود/ ١٢٠ ؛ سوره يوسف/ ١١١؛ سوره كهف/ ١٣؛ سوره طه/ ٩٩ .