احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٠٥
به سوی قبیلۀ مذکور حرکت کرد، و در کنار چاه «مُرَیْسیع» با آنها روبرو گردید. جنگ میان دو دسته آغاز شد، جانبازی مسلمانان و رُعبی که در دل قبائل عرب از ناحیۀ مسلمانان افتاده بود، سبب شد که پس از زد و خورد کوتاهی، و با کشته شدن ده نفر از دشمن و یک نفر از مسلمانان ( آنهم به طور اشتباهی) سپاه دشمن متفرّق گردند. سرانجام اموال زیادی نصیب لشکر اسلام شد و زنان آنها به اسارت درآمدند.[١]
صلح حُدَیْبِیَه
در سال ششم هجرت ماه ذیالقعده، پیامبر اکرمm به قصد عمره به سوی مکّه حرکت کرده و همۀ مسلمانان را تشویق به شرکت در این سفر نمود، گروهی خوددداری کردند، ولی جمع کثیری از مهاجران و انصار و اعراب بادیهنشین در خدمتش عازم مکّه شدند.
این جمعیّت که در حدود یک هزار و چهارصد نفر بودند، همگی لباس اِحرام بر تن داشتند و جز شمشیر که اسلحۀ مسافران محسوب میشد، هیچ سلاح جنگی با خود نداشتند. هنگامی که پیامبر به عُسْفان در نزدیکی مکّه رسید باخبر شد[٢]، که قریش تصمیم گرفتهاند از ورود او به مکّه جلوگیری نمایند، تا اینکه پیامبر (ص) به حُدَیْبِیَه رسید.[٣]
[١] . رک: تفسیر نمونه ،ج ١٤ ،ص ٩ ؛ تاریخ کامل ،ج ٢ ،ص ١٩٢ ؛ تاریخ پیامبر اسلام ،ص ٤٠٦ . ضمناً باید توجّه داشت که بسیاری از مفسّران و روّات حدیث،گویند دو آیه آغاز سوره حج در یکی از شبهای «غزوه بنی مصطلق» نازل شده، (تفاسیر مجمع البیان و نورالثّقلین، ذیل آیات مذکور).
[٢] . این خبر را «بِشْربن سُفیان کَعْبی خُزاعی» که از مکّه آمده بود، و از تصمیم قریش باخبر شده بود، به پیغمبر (ص) رسانید.
[٣] . «حُدَیْبِیَه»روستایی است در ٢٠ کیلومتری مکّه (درراه جده)،که به مناسبت چاه و یا درختی که در آنجا بوده، به این نام نامیده میشد. (تفسیر نمونه ، ج ٢٢ ، ص ١١).