احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٢٧
کنیم و بر دروغگو نفرین بفرستیم و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاک کند.
در این هنگام، آیه ٦١ سوره آل عمران بررسول خداm نازل شد.پیامبر (ص) مطابق فرمان حاضربه مباهله شد. وقت،ومحل مباهله[١]، در نقطهای، در بیرون شهر مدینه در دامنۀ صحرا تعیین گردید.[٢]
هیئت نجران از حضور پیامبر (ص) خارج شدند و سران هیئت، در مجلس محرمانۀ خود گفتند: هرگاه محمّدm با افسران و سربازان خود به میدان مباهله آمد و به مباهله خود جلوه مادّی داد، متوّجه میشویم، او غیرصادق استوبااومباهله میکنیم واگر با جگرگوشه ها و فرزندانش با وضع پیراسته از هرگونه تظاهر به شکوه مادّی آمده، پیداست که او پیامبر راستگو است،که به قدری به خود و نبوّتش اطمینان دارد که حاضر است خود و نزدیکانش را در
[١] . دربارۀ روز مباهله سه قول نقل شده: ولی صحیحترین روایات این است که روز بیست و چهارم ذیالحجّه، سال دهم هجرت بوده است (اقبال ابن طاوس ص ٧٤٣).
[٢] . اکنون این منطقه در بخش شمال شرقی شهر و شمال قبرستان بقیع به فاصله ٣٠٠ متر ،کنار خیابان ستین قرار گرفته و مسجدی بنام «مسجد مباهله» در این نقطه ساخته شده است:
تیرهای از قبیله «اوس» به نام «بنو معاویه بن مالک» در دهکدهای به همین نام در شمال شرقی مدینه به فاصله ٧٠٠ متر زندگی می نمودند، آنان مسجدی ساختند که در آن به نماز و عبادت میپرداختند.
روزی پیامبر خدا به جمع آنان پیوست، در سمت راست محراب دو رکعت نماز گزارد، مردم نیز به نماز مشغول شدند، ناگاه مشاهده کردند که آن بزرگوار به سجده افتاده و مدّت طولانی دعا کرد ...پس از دعا رو به سوی مردم نمود و فرمود: من از خدا سه حالت خواستم دو تا مستجاب شد، ولی یکی مستجاب نگردید:
١) ازخدا خواستم: امّتم با قحطی وخشکسالی هلاک نگردند، مستجاب شد.
٢) دعا کردم امتم در دریا غرق نشوند مستجاب شد. (ودرحدیث دیگر: دشمنان بر آنان غلبه نکنند.)
٣) از خدا خواستم امّتم گرفتار اختلاف و جنگ و نزاع با یکدیگر نگردند،ولی مستجاب نشد.
چون دو حاجت نبوی در این مسجد به اجابت رسید، از این جهت آن را «مسجد الاجابه» نامیدند.(تاریخ المدینه المنوره، ج ١، ص ٦٧).