احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٠٧
چگونگی کشتن ناقه صالح علیه السلام [١]
در مورد چگونگی کشتن ناقه، روایات مختلفی وارد شده است. از کعب نقل شده که: زنی به نام «ملکاء» در میان قوم ثمود زندگی میکرد و داعیه حکمفرمایی داشت،وقتی که دید گروهی به حضرت صالح علیه السلام ایمان آوردهاند و روز به روز بر جمعیّت آنها افزوده میشود، به مقام صالح علیه السلام حسادت ورزید، در آن عصر زنی به نام «قُطّام» معشوقۀ مردی بنام «قُدار بن سالف» و زن دیگر بنام «قبال» معشوقۀ مردی به نام «مَصْدَعْ» وجود داشتند.
قُدار و مَصدَعْ هر شب شراب میخوردند و با آن دو زن به عیش و نوش میپرداختند.
«ملکاء» به این دو زن گفت: هرگاه «قُدار و مَصدَعْ» نزد شما آمدند، تا با شما همبستر شوند، از آنها اطاعت نکنید و به آنها بگویید: ملکۀ ثمود، به خاطر ناقه و رونق گرفتن دعوت صالح علیه السلام اندوهگین است، ما تمکین نمیکنیم، مگر اینکه ناقه را به هلاکت برسانید.
آن دو زن بدکاره،سخن «ملکاء» را پذیرفتند، وقتیکه «قُدار و مَصدَعْ» سراغ آنها آمدند، آنها گفتند: ما تمکین نمیکنیم، تا وقتی که ناقه به هلاکت برسد.
آن دو نیز با کمک هفت نفر دیگر درکمین آن شتر نشستند، هنگامی که ناقه پس از آشامیدن آب، بازگشت و از کنار مَصدَعْ رد شد، مَصدَعْ تیری به ساق پای او زد، که قسمتی از عضلۀ پای ناقه متلاشی گردید، سپس قُدار از کمینگاه خارج شد و با شمشیر به ناقه حمله کرد و آنچنان به پشت پای ناقه ضربت زد که عصب پای او قطع شد و ناقه بر زمین افتاد وفریادجانسوزی سر داد که براثر آن، بچّهاش وحشتزده گریخت، سپس قُدار ضربت دیگری به سینه ناقه زد، آنگاه ناقه را نحر کرد و کشت.[٢]
[١] . شتر ماده.
[٢] . آنها ناقه را شب چهارشنبه کشتند.