احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٥٥
بردارند. ثمرۀ این ازدواج این شد که لوط علیه السلام پس از مدّتی دارای چند دختر گردید.[١]
ولی این برنامههای لوط علیه السلام هیچ تأثیری در میان قوم نگذاشت، آنها همچنان به کار خود ادامه میدادند و این جریانها سالها طول کشید.
حضرت لوط علیه السلام به آنها گفت: شما مرتکب عملی میشوید، که هیچ یک از جهانیان قبل از شما، دست به چنین عملی نزده است و در مجالس خود کارهای زشت انجام میدهید.
ولی قومش بدو پاسخ دادند: اگر در تهدید ما به عذاب، راست میگویی، پس شتاب کن و عذاب را بر ما بفرست.[٢]
در این وقت بود که دیگر امیدی به اصلاح آنها نبود و آنها مستحقّ هیچ چیز جز عذاب سخت الهی نبودند، از این رو دل حضرت لوط علیه السلام که سالها نسبت به آنها مهربان بود، تا بلکه به سوی حق برگردند ناراحت شد و سرانجام با قلبی آکنده از اندوه آنها را نفرین کرد و گفت: پروردگارا! مرا بر این قوم مفسد پیروز گردان.[٣]
کارهای زشت قوم لوط علیه السلام
قوم لوط علیه السلام در مجالس خویش بدون هیچگونه حیا و شرمی باد معده و صدا خارج میساختند، آنها با یکدیگر در انظار عمومی به لواط میپرداختند.[٤]
[١] . تعداد دختران لوط علیه السلام را بین سه تا دوازده نفر به اختلاف نقل کردهاند و از جمله نام دو نفر آنان «زعوراء» و «رتیاء» آمده است. در دو سوره قرآن «هود و حجر» به آنها اشاره شده است. (مجمع البیان ، ج ٥ ، ص ١٨٤).
[٢] . عنکبوت/ ٢٨، ٢٩.
[٣] . سورههای عنکبوت/٢٠ ٠ مدرک سابق بحارالانوار ؛ حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ١٥٠.
[٤] . قرآن مجید قوم لوط را نخستین گروه متخلّف و بیمار جنسی میداند، که به سراغ این عمل ننگین و ضد طبیعت رفتهاند. (اعراف/ ٨٠ ؛ عنکبوت/ ٢٨).