احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٤٦
بدین ترتیب تعداد زیادی از مؤمنین گرفتار ضرب و شتم و گرسنگی و تشنگی شدند، به گونهای که برخی از آنها در اثر شدّت اذیّت و ناراحتی که دیده بودند، قادر بر صاف نشستن نبودند، در این هنگام رسول خداm آیاتی از قرآن که بر او نازل شده بود، برای آنها تلاوت میکرد و این سبب میشد که از درد و رنج آنها کاسته شود و دلهای آنها را قوی نگه دارد.[١]
زمانی که رسول خداm دید که خود با عنایت پروردگار و حمایت عمویش ابوطالب علیه السلام از آزار و شکنجه قریش تا حدودی در امان است، ولی اصحاب بیپناهش سخت گرفتار و در فشارند و نمیتواند از ایشان حمایت کند به آنان گفت: کاش به سرزمین حبشه بروید و در آنجا پادشاهی است، که نزد وی بر کسی ستم نمیرود و آنجا سرزمین راستی و صداقت است، تا این که خداوند گشایشی فرموده و شما را از این دشواریها برهاند.[٢]
مهاجران حبشه[٣]
در ماه رجب سال پنجم بعثت و سال دوم دعوت علنی، یازده مرد و چهار زن مسلمان به سرپرستی «عُثمان بن مَظْعون» پنهانی از مکّه گریختند و سواره یا پیاده خود را به بندر «جدّه» رساندند و از آنجا به وسیله دو کشتی بازرگانی که همان ساعت آماده حرکت بود، با نیم دینار کرایه، رهسپار کشور مسیحی مذهب حبشه شدند، قریش تا کنار دريا، آنها را تعقیب کردند، امّا موقعی به ساحل رسیدند که مسلمین رفته بودند. آنها ماه شعبان و رمضان را در حبشه ماندند و سپس شنیدند که قریش اسلام آوردهاند و دیگر زحمتی برای مسلمانان مکّه در کار نیست.
در ماه شوّال به مکّه بازگشتند و نزدیک مکّه خبر یافتند، که اسلامِ اهل مکّه دروغ بوده است، ناچار هرکدام به طور پنهانی یا در پناه کسی وارد مکّه شدند و بیش از گذشته به آزار و شکنجه گرفتار آمدند.
[١] . سورههای بقره/٢١٤ ؛ عنکبوت/٢،٣.
[٢] . تاریخ پیامبر اسلام ، ص ١١٨؛ سیره ابن هشام ، ج ١، ص ٣٢١ ؛ تاریخ طبری، ج ٢ ،ص ٧٠.
[٣] . سورههای نحل/ ٤١، ٤٢ ؛ انفال/٧٢-٧٥ ؛ مائده/ ٨٢ ؛ حدید/ ٢٨، ٢٩ . [به تفاسیر مختلف ذیل آیات مورد بحث مراجعه کنید].