احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٥٠
سحر عظیمی را نشان دادند، صحنهای که جادوگران بوجود آوردند بسیار وسیع و هولناک بود.[١] و به قدری به پیروزی خود مغرور بودند که گفتند: به عزّت فرعون قطعاً ما پیروزیم.[٢]
وسایلی که ساحران به میدان افکندند، به صورت مارهای بسیار بزرگ و گوناگون درآمدند و بعضی سوار بر بعضی دیگر میشدند و خلاصه غوغا و محشری بر پا شد، ساحران که هم تعدادشان بسیار بود و هم در فن چشمبندی و شعبدهبازی آگاهی زیادی داشتند، با اعمال خود توانستند، همۀ تماشاچیان را مجذوب و شفیتۀ خود کرده و در آنها نفوذ کنند و فرعونیان غرق در شادی شده و خیلی خوشحال بودند.
موسی علیه السلام که تک و تنها همراه برادرش هارون علیه السلام بود، ترس خفیفی در دلش بوجود آمد،[٣] که نکند طاغوت هاي گمراه، پیروز شوند، در این هنگام خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد: نترس! قطعاً برتری و پیروزی با توست. عصایی که در دست داری بیانداز، که تمام آنچه را ساحران ساختهاند میبلعد.
موسی علیه السلام عصای خودرا افکند، آن عصابه اژدهای عظیمی تبدیل شد و به جان مارها و اژدهاهای مصنوعی ساحران افتاد و همه را بلعید، حتّی یک عدد از آنها را به عنوان نمونه باقی نگذاشت. تماشاچیان آنچنان هولناک و وحشت زده شده بودند که پا به فرار گذاشتند، جمعیّت بسیاری در زیر دست و پای فرار کنندگان ماندند وکشته شدند، فرعون وهواداران او مات و مبهوت شدند وجادوگران دانستند کاری را که موسی علیه السلام انجام داده، از نوع سحر نیست.
[١] . سوره اعراف/ ١١٦.
[٢] . سوره شعراء/ ٤٤.
[٣] . سوره طه/ ٦٧.