احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٧
اگر شما این کار را انجام دهید، خداوند باران پی در پی خواهد فرستاد و نعمتهای شما فراوان میگردد.[١]
گروهی از قحطی زدگان به نزد هود علیه السلام آمدند و از او خواستند تا دعا کند.
هود علیه السلام نیز دست به دعا برداشت و به آنان گفت: به سرزمین تان برگردید، چرا که باران رحمت الهی آغاز گشته است، هود علیه السلام به موعظه و دعای در حقّ امّت خویش ادامه داد، بطوری که سرزمینهای آنها مجدّداً سرسبز شد.[٢]
اما باز هم به کفر و سرکشی خود ادامه دادند و رسالتِ پیامبر خدا را انکار کردند، آنگاه فرمان خدا تعلّق گرفت که بر آن ها عذاب نازل شود.[٣]
خدای سبحان بادی بسیار شدید بر قوم عاد مسلّط گرداند، که هفت شب ، و هشت روز پی در پی برآنان وزیدن گرفت، و همانگونه که درخت نخل میان تهی، از ریشه کنده میشد، بدنهای آنان از جا کنده شده و بر زمین کوبیده میشد و بدینسان به هلاکت رسیدند و بدن هایشان قطعه قطعه گردید و همگی نابود شدند و یکی هم باقی نماند، به گونهای که فردای آن روز جز خانههایشان چیزی دیده نمیشد.[٤] و حضرت هود علیه السلام و همراهان مؤمن او را از عذاب رهانید.[٥]
شايان ذكر است قرآن چگونگی نجات هود علیه السلام را برای ما روشن نساخته است، مطابق پارهای از روایات هود علیه السلام و اطرافیانش، بعد از هلاکت قوم، به سرزمین حضر موت کوچ نموده و تا آخر عمر در آن جا زیستند.[٦]
[١] . سوره هود/٥٢.
[٢] . قصص الانبیاء ، ص ١٦٣ ؛ حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ١٠١.
[٣] . سوره هود/ ٥٦.
[٤] . سورههای حاقه/٦-٨ ؛ ذاریات/٤١ ؛ قمر/١٨-٢٠.
[٥] . سوره هود/ ٥٨.
[٦] . قصص قرآن ، ص ٣٧.