احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٦
همدست شوید، و برای من توطئه کنید و اگر قادر هستید لحظهای کیفرم را تأخیر نیاندازید، من از توطئه شما ترس و واهمهای ندارم، زیرا متّکی بر خدا هستم و امور من و شما و همۀ موجودات زنده به دست اوست و هرگونه بخواهد عمل میکند ... اگر از دعوت من سر تافتید، این سرپیچی به زیان من نیست، چرا که من آنچه را به آن مأمور بودم به شما ابلاغ کردم، خداوند میتواند شما را به هلاکت رسانده و گروهی غیر از شما را روی کار آورد، که جایگزین شما در شهر و دیارتان باشند.[١]
امّا قوم عاد در برابر اندرزهای پرمهر حضرت هود علیه السلام به جای اینکه پاسخ مثبت دهند، به لجاجت و سرکشی پرداختند و گفتند: آیا آمدهای به ما بگویی، خدای یگانه را بپرستیم و از آنچه پدرانمان میپرستيدند دست برداریم؟ اگر راست میگویی عذابی را که به ما وعده کردی بر ما بفرست. اینجا بود که حضرت هود علیه السلام به آنان فرمود: خشم و غضب الهی قطعاً بر شما وارد خواهد شد، در انتظار عذاب الهی باشید و من نیز در انتظار خواهم بود.[٢]
سرانجام وحشتناک قوم عاد
پس از آنکه حضرت هود علیه السلام قوم خود را (٧٦٠ سال)،[٣] هدایت و ارشاد نمود و آن ها سرپیچی نموده و دعوتش را رد کردند، مدّت سه سال باران،[٤] از آن ها قطع گردید و این خود هشداری بود که عذاب آن ها نزدیک است، در همین فرصت نیز هود علیه السلام به پند و اندرز قوم خود میپرداخت و به آن ها میگفت: از خدای خود بخواهید که گناهان گذشتۀ شما را بیامرزد و با توبه کردن به سوی او باز گردید،
[١] . اقتباس از سوره هود/ ٥٣-٥٧.
[٢] . سوره اعراف/ ٧٠، ٧١.
[٣] . حیوه القلوب ج ١، ص ١٠٠.
[٤] . همان، ص ١٠٤ . بعضی گفتهاند خداوند رحمتش را به مدّت هفت سال از آن ها بازداشت. (نورالثّقلین ، ج ٥ ، ص ١٨).