احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٨٠
براساس روایات، خانه آن حضرت در قریهای در حاشیهی رود فرات و در محل کنونی مسجد کوفه بوده است.[١]
نام اصلی او عبدالغفّار (عبدالأعلی یا عبدالملک) بوده،[٢] و فرزند لمک بن متوشلخ بن اُخنوخ (ادریس) که با هشت یا ده واسطه نسب او به حضرت آدم علیه السلام میرسد.
آن حضرت دوهزار و پانصد سال عمر کرد، هشتصد و پنجاه سال آن قبل از پیامبری و نهصد و پنجاه سال بعد از بعثت و رسالت بوده که به دعوت مردم به توحید و خداپرستی مشغول بود و دویست سال به دور از مردم به کار کشتیسازی پرداخت و پس از ماجرای طوفان پانصد سال زندگی کرد و به آبادانی شهرها پرداخت.[٣]
در اواخر عمر، جبرئیل علیه السلام بر او نازل شد و گفت: مدّت نبوّت تو به پایان رسیده و ایّام زندگانیت به سر آمده، اسم اکبر و علم نبوّت را که همراه توست، به پسرت «سام»[٤] واگذار کن، زیرا من زمین را بدون حجّت قرار نمیدهم، سنّت من این است
[١] . بحارالانوار، ج١٠٠، ص ٣٨٦.
[٢] . که بر اثرگریه و نوحه فراوان (پانصد سال گریه) از خوف خدا ، نوح علیه السلام نامیده شد (حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ٨٦ ؛ علل الشرایع ، ص ٢٨).
لفظ نوح علیه السلام در لغت عرب مصدر و صدا را به گریه بلند کردن است و اصل آن اجتماع زنان و روبرو نشستن آن ها در نوحهگری است ( قاموس قرآن ، ج٧ ، ص ١٢٦).
[٣] . رک : امالی ، ص ٣٠٦ ؛ حیوه القلوب ، ج ١ ، ص ٨٧ ؛ عیون اخبار الرضا ، ج ٢ ، ص٦٠ ؛ بحارالانوار ، ج ١١ ، ص ٢٨٥ ؛ خصال ، ج ١ ، ص ٣٣٥ ؛ اثبات الوصیه ، ص ١٧ .
البته در بیان طول عمر حضرت نوح علیه السلام اقوالی ذکر شده است مانند (هزار و چهارصد و پنجاه ، هزار و چهارصد و هفتاد – هزار و سیصد – دو هزار و چهارصد و پنجاه سال)، امّا اکثر اخبار مورد اعتماد عمر او را دوهزار و پانصد سال ذکر کردهاند و از این رو به او «شیخ الانبیاء» میگفتند و نیز درباره اینکه بعد از طوفان چند سال زنده بوده، میان مفسّران اختلاف است، بنابر روایتی پانصد سال و یا شصت سال و یا پنجاه سال عمر کرد.
[٤] . نوح چهار فرزند داشت، بنامهای «حام، سام، یافث و کنعان» مورّخان معتقدند که تمام نژادهای امروز کره زمین به آن سه فرزند اولی برمیگردد، گروهی نژاد حامی هستند که در منطقه آفریقا ساکنند و گروه دیگری از نژاد سامی هستند که در خاورمیانه و خاور نزدیک سکنی دارند و نژاد یافث را ساکنان چین میدانند.
اما کنعان در اثر مخالفت با پدر و همنشینی با بدان و سوار نشدن درکشتی نجات، همچون سایر کفار در طوفان غرق شد. (تفسیر نمونه ، ج ٢٥ ، ص ٩٢؛ در المنثور ، ج ٦ ، ص ٢٤٥ ؛ ریاحین الشریعه ، ج ٥ ، ص ٢٨٢).