احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٧٣
خداوند او را به پیامبری برای مردم فرستاد، تا آن ها را به خدای واحد بخواند و از منکرات و زشتیها برهاند و نیز مردم زمان خویش را از آتش پرستیدن و شرابخواری باز دارد و گویند مردم زمان او از نسل قابیل فرزند آدم علیه السلام بودهاند.
کار وی با فرزندان آدم علیه السلام که مأمور تبلیغ آنان بوده است به جنگ منتهی گردید و سرانجام برآن ها غلبه کرد وآنان را به بردگی گرفت.
قرآن مجید این پیامبر را به سه صفت ممتاز موصوف گردانید:
نخست؛ صبر و شکیبایی،[١]
دوّم؛ صدق و راستی،[٢]
سوم؛ بلندی مقام و بزرگی.[٣]
پادشاه زمان حضرت ادریس علیه السلام
امام باقر علیه السلام میفرماید:
در ابتدای نبوّت ادریس علیه السلام ، پادشاهی ستمگر بنام «یبوراسب» زندگی میکرد. روزی پادشاه در ضمن تفریح خویش از سرزمین سرسبزی عبور کرد، آنجا به شخصی مؤمن و معتقد تعلّق داشت که از مسلک و روش پادشاه رویگردان بود.
پادشاه از وی خواست تا به صورتی آن ملک را به او واگذار نماید. شخص مؤمن پاسخ داد: خانوادهام به آن محتاج تر میباشند.
پادشاه با حالتی افسرده و غضبناک به قصر بازگشت، همسر او خطاب به پادشاه گفت: من با حجّت و برهان او را به سزای اعمالش رسانده و تورا صاحب آن اراضی سرسبز خواهم نمود.
[١] . سوره انبیاء/ ٨٥.
[٢] . سوره مریم/ ٥٦.
[٣] . همان/ ٥٧.