احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٤
گوناگون قرآن، آن هم با عبارات و کلمات مختلف عنوان گردیده است.[١]
چنانکه میفرماید: « به یادآور! ای محمّد mهنگامی را که به فرشتگانگفتیم سجدهکنید به آدم علیه السلام ،و همه سجدهکردند جز ابلیس،که سرپیچی کرد و تکبّر ورزید و از کافرین محسوب گشت».[٢]
همۀ فرشتگان ( برای امتثال امر خداوند ) برآدم علیه السلام سجده کردند مگر شیطان که از سرِ عناد و تکبّر، از سجده کردن سرباز زد، خداوند سببِ سجده نکردن او را میدانست، با این همه، علّت را از او جویا شد. ابلیس برتری خود را بر آدم علیه السلام و این که وی از آتش و آدم علیه السلام از گِل آفریده شده است عنوان کرد، به نظر ابلیس، آتش برتر از گِل بود و بدینسان فوقالعاده تکبّر ورزید، در این هنگام خدای سبحان او را از بهشت راند و به دلیل تکبّرش، وی را پیوسته تا روز قیامت مورد لعنت خویش قرار داد.[٣]
رانده شدن ذلّتبار شیطان از بهشت، پاداش عناد، تکبّر و سرپیچی وی ازسجده برآدم علیه السلام بود، شیطان از پروردگار خویش درخواست کرد تا روز قیامت او را زنده نگاه دارد.
خدای متعال نیز بنا به حکمتی که اراده فرموده بود به او پاسخ مثبت داد، ابلیس درخواست خود را این گونه بیان کرد:
« پروردگارا! به دلیل این که به هلاکت (راندن) من حکم کردی، سوگند میخورم تمام تلاشم را به کار ببرم و فرزندان آدم علیه السلام را گمراه کرده، آنها را از راه تو منحرف سازم و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نخواهم کرد و از هر راهی که بتوانم به سراغ آنان رفته، از غفلت و ضعف آنها استفاده خواهم کرد تا آنان را
[١] . سورههای بقره/٣٤ ؛ اعراف/ ١١ ؛ اسراء/ ٦١ ؛ کهف/ ٥٠ ؛ طه/ ١١٦.
[٢] . سوره بقره/ ٣٤.
[٣] . سوره حجر/ ٣٠-٣٥.