احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٣٣
به دنبال آن، سر به سوی آسمان برداشت و عرض کرد: اَللهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَاُحِبُّ مَنْ اُحِبَّهُ وَاُبْغِضَ مَنْ اُبْغِضَهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَاَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیْثُ دارِ؛
خداوندا ! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، محبوب بدار آن کسی که او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد، و یارانش را یاری کن، و آنها را که ترک یاریش کنند، از یاری خویش محروم ساز، و حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مکن.
سپس فرمود: آگاه باشید، همۀ حاضران وظیفه دارند این خبر را به غائبان برسانند.خطبۀ پیامبر (ص) به پایان رسید، عرق از سر و روی پیامبر (ص) و علی علیه السلام ، ومردم فرو میریخت،وهنوز صفوف جمعیّت از هم متفرّق نشده بودند که امین وحی خدا نازل شد و این آیه را بر پیامبر (ص) خواند:
«اَلْیَوْمُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینُکُمْ وَاَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْاِسْلامَ دِیناً؛
امروز آیین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و بهترین آئین را که اسلام است، برایتان برگزیدم».[١]
پیامبر (ص) فرمود: خداوند بزرگ است، همان خدایی که آیین خود را کامل و نعمت خود را بر ما تمام کرد، و از نبوّت و رسالت من و ولایت علی علیه السلام پس از من، راضی و خشنود گشت.
در این هنگام شور و غوغایی در میان مردم افتاد و علی علیه السلام را به این موقعیت تبریک میگفتند و از افراد سرشناسی که به او تبریک میگفتند: ابوبکر و عُمَر بودند، که این جمله را در حضور جمعیّت، بر زبان جاری ساختند:
«بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یَا بْنَ اَبِی طالِبٍ، اَصْبَحْتَ وَاَمْسَیْتَ مَوْلایَ وَمَوْلا کُلُّ مِؤمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ؛
[١] . سوره مائده/ ٣.