احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٢٨
معرض خطر قرار دهد، اگر چنین شد ما با او مباهله نمیکنیم.
وقت مباهله فرا رسید، دیدند ناگاه قیافه نورانی پیامبر (ص) و چهار تن دیگر نمایان گردید. آن چهار تن علی، فاطمه، حسن و حسینb بودند.
اسقف گفت: من چهرههای را مینگرم، که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از خدا بخواهند که کوهی از مکّه را از جا بکند، بیدرنگ کنده میشود، بنابراین مباهله نکنید، همه مسیحیان هلاک میشوند و در سراسر زمین تا قیامت یک نفر مسیحی باقی نمیماند.
مسلمانان از مهاجر و انصار برای تماشای صحنه، از مدینه خارج شده بودند، هیئت نجران از مباهله منصرف شد و حاضر شدند هر سال جِزْیه (مالیات سالانه) بپردازند و در برابر آن، حکومت اسلامی از جان و مال آنها دفاع کند.[١]
[١] . رک: مجمع البیان ،ج ١ و ٢ ،ص ٤٥٢ ؛ تفسیر نمونه ،ج ٢ ،ص ٤٣٧ ؛ تاریخ یعقوبی، ج ٢ ،ص ٢٢ ؛ فروغ ابدیت ،ج ٢ ،ص ٤٣١.