احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٢٢
با اسلحه کافی و مجهّز، آنچنانکه درخور دولت نیرومندی همانند امپراطوری روم در آن زمان بود، گردآوری کرد و در مرز حجاز متمرکز ساخت.
این خبر به وسیله مسافران به گوش پیامبر (ص) رسید[١] و آن حضرتm برای اینکه درس عبرتی به روم و سایر همسایگان بدهد، بیدرنگ فرمان آماده باش صادر کرد. سخنگويان پیامبر (ص) در مدینه و نقاط دیگر، صدای پیامبر (ص) را به گوش مردم رساندند و چیزی نگذشت که سی هزار نفر برای پیکار با رومیان آماده شدند که از میان آنها، ده هزار سوار و بیست هزار پیاده بود.
هوا به شدّت گرم شده بود و انبارها از مواد غذایی، خالی و محصولات کشاورزی آن سال هنوز جمعآوری نشده بود. حرکت در چنین شرائطی برای مسلمانان بسیار مشکل بود، ولی فرمان خدا و پیامبر (ص) است و به هر حال باید حرکت کرد و بیابان طولانی و پر مخاطرۀ میان مدینه و تبوک را پیمود!
این لشکر به خاطر مشکلات زیادی از نظر اقتصادی و از نظر مسیر طولانی، بادهای سوزان سموم، طوفانهای کشندۀ شن و نداشتن مرکب کافی به جیس العسره[٢]، معروف شد.
وقتی که پیامبر (ص) با سپاه منظّم اسلام از مدینه به سوی تبوک به راه افتادند،سه نفر به نامهای هِلال، کَعْب و مُرارَه با اینکه از مسلمانان واقعی بودند، با در نظر گرفتن فصل جمعآوری محصول و گرمی هوا و ... آنقدر امروز و فردا کردند، که ناگهان دریافتند دیگر به سپاه اسلام نخواهند رسید.
سپاه اسلام در آغاز ماه شعبان سال نهم هجرت، به سرزمین تبوک رسیدند. امّا اثری از اجتماع و لشکر روم ندیدند، گویا سران روم، از افزونی سپاه اسلام و
[١] . در ماه رجب، سال نهم هجرت این خبر به پیامبر (ص) رسید.
[٢] . لشکر مشکلات.