احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٢٠
ساختن مسجد ضِرار[١]
هنگامی که پیامبر (ص) به مدینه هجرت کرد، مسلمانان اطراف او را گرفتند و اسلام به طور چشمگیری گسترش یافت. پیروزی مسلمانان در جنگ بدر، موجب بالا گرفتن کار اسلام ورونق تازۀ آن گردید.
یکی از مسیحیان سرشناس به نام ابو عامر که خود روزی از بشارت دهندگان ظهور پیامبر اسلامm بود، چون با پیشرفت سریع اسلام، اطراف خود را خالی دید، به مبارزه با اسلام برخاست. از مدینه به سوی کفّار مکّه گریخت و از آنها برای جنگ با پیامبر (ص) استمداد نمود و قبایل عرب را بر ضدّ اسلام تحریک کرد.
کارشكنی ابوعامر به جایی رسید، که جنگ اُحُد را بر ضدّ مسلمانان، رهبری میتمود. به دستور او در میان دو صف گودالهایی کندند که اتّفاقاً پیامبر (ص) در میان یکی از آنها افتاد و پیشانیش مجروح شد و دندانش شکست.
ابوعامر پس از جنگ اُحُد به روم گریخت و نزد هِرقل پادشاه روم رفت و از او خواست تا با لشکری مجهّز برای سرکوب مسلمانان حرکت کند. گستاخی و کارشکنی او به جایی رسید که برای منافقان مدینه نامه نوشت و تأکید کرد که مکانی زیر نقاب مسجد، به عنوان کمک به درماندگان و ناتوانان و معذوران بسازند تا بعدها، آنجا را به صورت کانون ضدّ اسلام درآورد.
منافقان که در ظاهر، اظهار طرفداری از اسلام میکردند، نزد پیامبر (ص) آمدند و عرض کردند به ما اجازه بده، مسجدی در میان قبیلۀ بنی سالم (نزدیک مسجد قُبا) بسازیم، تا افراد ناتوان و بیمار و پیرمردان از کار افتاده در آن نماز بگزارند و همچنین در شبهای بارانی که گروهی از مردم توانایی آمدن به مسجد شما را ندارند فریضه اسلامی خود را در آن انجام دهند و این در موقعی بود که پیامبر (ص) عازم جنگ تبوک بود.
[١] . در سال نهم هجرت.