احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥١٩
جنگ ذات السّلاسل
در سال هشتم هجرت به پیامبر اکرمm خبر دادند، که دوازده هزار سوار در سرزمین یابس جمع شده و با یکدیگر عهد کردهاند که تا پیامبر و علی علیه السلام را به قتل نرسانند و جماعت مسلمین را متلاشی نکنند از پای ننشینند!
پیامبر اکرمm جمع کثیری از یاران خود را به سرکردگی بعضی از صحابه به سراغ آنها فرستاد، ولی بعد از گفتگوهایی بدون نتیجه بازگشتند.
سرانجام پیامبر (ص)، علی علیه السلام را با گروه کثیری از مهاجر و انصار به نبرد آنها اعزام داشت. آنها به سرعت به سوی منطقه دشمن حرکت کردند و شبانه راه میرفتند، و صبحگاهان دشمن را در حلقۀ محاصره گرفتند.
نخست اسلام را بر آنها عرضه داشتند، چون نپذیرفتند، هنوز هوا تاریک بود که به آنها حمله کردند و آنان را درهم شکستند. عدّهای را کشتند و زنان و فرزندانشان را اسیر کردند و اموال فراوانی به غنیمت گرفتند.
سورۀ «وَالْعادِیات» نازل شد در حالی که هنوز سربازان اسلام به مدینه بازنگشته بودند، پیغمبر خداm برای نماز صبح آمد، و این سوره را در نماز تلاوت فرمود. بعد از پایان نماز، اصحاب عرض کردند: این سورهای است که ما تا به حال نشیده بودیم!
فرمود: آری، علی علیه السلام بر دشمنان پیروز شد و جبرئیل دیشب با آوردن این سوره، به من بشارت داد. چند روز بعد، علی علیه السلام با غنائم و اسیران به مدینه وارد شد.[١]
[١] . رک: تفاسیر مختلف ذیل سورۀ والعادیات ؛ تفسیر مجمع البیان ، ج ١٠ ص ٥٢٨ ؛ تفسیر نمونه ،ج ٢٧ ،ص ٢٢٩ ؛ بحارالانوار ،ج ٢١ ،ص ٦٦.