احسن القصص - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥١٨
موقتاً دست از حمایت آنها برداشت. زیرا به جمعیّت انبوه خود مغرور بودند و آثار شکست در آنان آشکار گشت.
امّا علی علیه السلام که پرچمدار لشکر بود، با عدّه کمی در برابر دشمن ایستادند و همچنان به پیکار ادامه دادند. در این هنگام پیامبر (ص) در قلب سپاه قرار داشت و عبّاس عموی پیامبرO و چند نفر دیگر از بنی هاشم که مجموعاً از نُه نفر تجاوز نمیکردند و دهمین آنها اَیْمَن فرزند اُمّ اَیْمَن بود، اطراف پیامبر (ص) را گرفتند.
مقدّمه لشکر بههنگام فراروعقب نشینی ازکنار پیامبر (ص) گذشت. پیامبر (ص) به عبّاس که صدای بلند و رسایی داشت، دستور داد فوراً از تپّهای که در آن نزدیکی بود، بالا برود و به مسلمانان فریاد زند: ای گروه مهاجران و انصار! و ای یاران سوره بقره! و ای اهل بیتِ شجره! به کجا فرار میکنید، پیامبر (ص) اینجا است!
هنگامی که مسلمانان صدای عبّاس را شنیدند بازگشتند و گفتند: لبیک! لبیک! مخصوصاً انصار در این بازگشت پیش قدم بودند و حمله سختی از هر جانب به لشکر دشمن کردند و با یاری پروردگار به پیشروی ادامه دادند، آنچنانکه طایفه دشمن به طرز وحشتناکی به هر سو پراکنده شدند و پیوسته مسلمانان آنها را تعقیب میکردند.
حدود یکصد نفر از لشکر دشمن کشته شد و اموالشان به غنیمت به دست مسلمانان افتاد و گروهی نیز اسیر شدند.[١]
[١] . رک: سوره توبه/٢٥ ؛ تاریخ کامل ،ج ٢ ،ص ٢٣٩ ؛ تفسیر صافی ،ص ٢٢٩ ، ذیل آیه مذکور ؛ تاریخ پیامبر اسلام ،ص ٥٣ ؛ تفسیر نمونه ،ج ٧ ،ص ٣٣٩ ؛ تفسیر مجمع البیان ،ج ٥ ،ص ١٧ ؛ طبقات ،ج ٢ ،ص ١٥٢.